تا بیکران خویشم گامی دگر نمانده است
آغوش مهر بگشای ای راز روزگاران

خسته است شبرو ماه ای ابر همرهی کن
تا تر کند گلوئی از جام چشمه ساران

ای شب چه می کشانی در خاک و خون شفق را
فردا دوباره آیند از راه نیزه داران .....

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
بهادر

سلام. مطلب خوبی داشتین و امیدوارم همیشه موفق باشین روضه با مطلب جديد آپ شده. اگه وقت داشتين بخونيد و نظر بدين. يا حق http://rozeh.persianblog.ir