اینقدر لجم میگیره از کسایی که ضریب هوشی دیگران رو نادیده میگیرند و یک جوری رفتار می کنند که انگار بقیه احمقند و هیچی نمی فهمند و  به اصطلاح خودشون رو به در دیگه می زنند. دوست دارند از تمام جزئیات زندگی آدم سر در بیارند ولی یک کلمه از خودشون بروز ندهند.  از مرموز بودن بعضی افراد بدم میاد. به همین خاطر هم چند بار آدرس وب بلاگ هامو عوض کردم  ولی چون فکر میکنم ارزشو نداره به حالت اول برش می گردونم ولی دیگه اینجا نخواهم نوشت.

باز از این بیشتر از کسایی حرصم می گیره که مثلا بورس ایران بودند و تازه اقامت و  گذرنامه کشور دیگه ای رو هم گرفتند حالا که کار ÷یدا نکردند و بعد از چندین سال  می خواهند برند ایران  هم منت میزارند که دارند لطف می کنند و به ایران بر میگردند و بعد هم میگند  شمابرنامه تون چیه؟  شما هم سعی کنید زودتر بیاین .  اینقدر از کسایی که تو زندگی مردم بدون اجازه فضولی می کنند بدم میاد. شرط ادب اجازه نمیده بهم رک و راست بگم : با هزینه بورس اومدی و تحصیل کردی و حالا به خاطر شرایط زندگی میخوای برگردی . این که دیگه منت گذاشتن نداره و خیلی  کار مهمی نکردی وظیفه ات هست که برگردی کشورت ...

از یکی دو گروه دیگه هم لجم میگیره که وقت نوشتن فعلا ندارم.  هیچ کدوم از این حرفها ارزش نوشتن نداره .

چقدر نوشته یونیکی شد . هیچ وقت اینطوری ننوشته بودم.!!!

تا بعد ...

 

/ 6 نظر / 11 بازدید

SHOMA KOOTAH BIA, IGNORE THESE PEAOPLE,U KNOW THEY ARE DEAD JELOUS

سبیده

چه حیف.من همیشه از نوشته هاتون لذت میبردم. امروز در یکی از بست ها خوندم که انشاالله تو ایران کنفرانس دارید.تو کدوم یک از کنگره ها این افتخار رو داریم؟ مشهد که نبوده؟ چون من نمیشد اونجا حضور داشته باشم.

سبیده

in adiition to my last comment,dear Dr.tavakolli I hope that you never close ur other weblog نوشته های بی سرنوشت من,it is so great that i will miss it for sure,

سبیده

ممنون از لینکی که گذاشتین:) امیدوارم اشنایی مختصری که از خودم در وبلاگ باران جان دادم خاطرتون باشه من دانشجوی بهشتی بودم و در حال حاضر ساکن کرج هستم:)

عسل بانو

واي دقيقا مي دونم چي مي گي[کلافه]. دو نفر از كساني كه به زور مي خواستند با من رفت و آمد داشته باشن دقيقا اين شكلي بودند. ديگه داشتند اعصابمو خورد مي كردند. يه روز كه به زور مهمونم كرده بودند و دور هم جمع بوديم در اومدم بهشون گفتم از اينهمه دروغ و تزويرشون متنفرم و ديگه دوست ندارم بهم بگويند برنامه هاشون چيه و پشت بندشم حرفهاي مفت بزنند كه آره ما كه برمي گرديم وطن خودمون خدمت مي كنيم و اين چرنديات. حالا جالب اينه كه امروز اين حرفها رو مي زنند و فردا بهت زنگ مي زنند كه مي شه رزومه منو بدي به فلان دوستت و سفارشمو بكني كه يه كاري برام جور كنه! حالم به هم ميخوره از اين آدماي عوضي كه تكليفشون حتي با خودشونم روشن نيست. قبول نمي كنند كه لوزر هستند و فقط تو اون سيستم پارتي بازي و بچاپ بچاپ ايرانه كه به اينها كار مي دهند. برن كم شن با اين ادعاي وطن پرستي دروغينشون[عصبانی]. ايگنرشون كن و اينجا رو تعطيل نكن لطفا.

مامی هانی

خوشحالم که برگشتی.. واقعا ارتباط برقرار کردن با این ادمها سخته ..