امروز اولین روز آزمایشی باران در مهد کودک بود که تجربه خوشایندی برای من نبود و تمام مدتی که اونجا بودم سعی می کردم جلوی ریزش اشکهایم رو بگیرم. اتاقی که بجه های زیر دو سال هستند برای هر ۴ تا بچه یک پرستار دارد ولی همه بچه ها بجز ٢ تا در سن راه رفتن بودند. ولی هم مربی ها و هم والدینی که وارد اتاق می شوند با کفش وارد می شند  و بچه ها هم روی همان موکت بازی می کنند و این برای من که اینقدر مواظب بودیم قابل قبول نیست. از همه بدتر اینکه در اتاق که به حیاط باز می شه همیشه باز است و در این هوای سرد ١٢ درجه بچه ها بیرون می رند و شن بازی می کنند . من که خودم در مدتی که توی اتاق بودم یخ زدم حالا حساب این بچه ها جداست . و بعد هم چند تا از بچه ها سرما خورده بودند و اب دماغشان آویزان .... همه اینها روی هم در کنار این حساسیتهای من !!!! سر یک ساعت بر گشتیم خونه و از وقتی اومدم سرکار همش این سایت ofsted رو سرچ می کنم شاید مهد کودک بهتری پیدا کنم ولی هیچ فرقی ندارند و شاید دلیل این حساسیتهای من این اختلاف فرهنگی است. دارم از صبح دنبال یک ننی قابل اعتماد می گردم که بتونم باران رو بهش بسپارم ولی سخته . حتی فکر اینکه سر کار نرم و چند ماه دیگه مرخصی بگیرم هم اومد به ذهنم ولی این هم قابل اجرا نیست . هم اینکه خیلی تلاش کردم به جایی که هستم رسیدم و هم اینکه به حقوقم نیاز داریم. فکر کنم روزهای سختی پیش رو داریم. کلی نگرانم ........

 

/ 3 نظر / 12 بازدید
قلب خوشبخت

برای پست قبلت واقعا ناراحت شدم امیدوارم که زودتر پیدا بشه

مامی هانی

چه خوب که کیفت پیدا شد.. میفهمم چی میگی تمام اینها چیزهاییه که من تو روزهای اول تو ذوقم میزد ..ننی ریسک خیلی بزرگیه اگه خوبش رو پیدا کنی بهتر از مهده مخصوصا تا 2 سالگی ولی خوب من نتونستم به کسی اعتماد کنم و بچه م رو تنها باهاش بگذارم همهش میگفتم ایرونی باشه مهربونتره اینگلیسی باشه که با مسولیت باشه و اخرش هم 18 ماهش بود که گذاشتمش مهد... یاد روزهایی می افتم که میگذاشتمش مهد و بعد تمام راه گریه میکردم... ساعت 6 می اومدم میدیدم سرما تو گاردن اب دماغش اویزونه... الان یه جورهایی خندم میگیره که چقدر میرفتم سراغ منیجرشون که یه کارتون برا این بچه ها بگدارید ببینند بمونن جای گرم.. جوابم هم همیشه این بود که بچه ها به هوای تازه احتیاج دارند... تمام اون روزها گذشتند و الان یه بچه شادیه و اصلا هم پشیمون نیستم... در هر صورت روزهای اول یرای مادر خیلی سخته ولی از تجربه من چند تا مهد رو باید ببینی و مقایسه کنی ... انتخاب مهد و مدرسه بچه ها تو این مملکت واقعا مشکله... به هر حال گودلاک.[قلب]

گلامور

خوشحالم که وسایلت پیدا شدن عزیزم...[گل]