مریض شدم خیلی بد اونقدر شدید و بد که یادم نمیاد در عمرم اینطوری در بستر بیماری افتاده باشم. امروز روز چهارم بود که هیچی نخورده بودم و تمام روز در بستر. بعد از ٣ روز دوری از نور و صدا برای اولین بار تونستم به صفحه کامپیوتر نگاه کنم و یک فیلم هم از تلویزیون ببینم که ذر مقایسه با چند روز گذشته خودش پیشرفتی چشمگیر حساب میشود. فقط  امروز فرقش اینه  که شدت سردرد کم شده و حالت تهوع و بیماری هم نداشتم و از خوابم لذت بردم. اینکه چرا سالی یکبار این سردردهای کشنده و دردناک به سراغم میاید معلوم نیست و رمزی شده برای ما که هر چند وقت قدر نعمت سلامتی را بدانیم و خدا را هزاران بار شاکر باشیم.

این چند روز کلی هم همسر جان عزیز خسته شده از بس که از دو نفر مریض مراقبت کرده . دخترک با اون سرفه های بدش و مامان دخترک با این سردردهای کشنده.  سلامتی نعمتی هست که تا از دستش ندهی قدرش را نمیدانی !!!

 

 

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
رژین

چند وقتی است که مطالبتان را میخوانم برای شما و دختر گلتون آرزوی سلامتی میکنم

zood khoob sho

ندا

ای بابا خدا بد نده, منو بگو فکر میکردم خبری ازتون نیست مسافرت هستین. حالا نکته خوبش اینه که سردرد سهمیه امسال را هم گرفتید و میتونید تا سال دیگه یک نفس راحت بکشید[زبان]. امیدوارم باران گل هم بهتر شده باشه. ببوسش این خانم کوچولو را.