این آخرین هفته تابستان هست و یادمه از اولین سالی که اینجا بودم همیشه اتمام تابستان با آخرین ویکند بانک هالیدیش در ذهنم مونده. تابستانی که گذشت اینقدر شلوغ و پر تلاطم بود که بعبارتی پر کارترین تابستان زندگیم بود و هیچ حسی از تابستان و تعطیلات نداشت. فقط بعد از ظهرهای افتابیش در خاطرم مونده که با باران بیشتر روزهاش تو حیاط کوچک خونمون باربیکیو درست میکردیم و بعد روی فرشی کف حیاط دراز میکشیدیم و حرکت ابرها و گاهگاهی پرنده ها رو تو آسمان نگاه میکردیم و درباره جهت حرکت ابرها و مقصد هواپیماها با هم صحبت میکردیم.  

تو دو هفته گذشته هم اینقدر کار و استرس داشتم از سفر چند روزه به استرالیا تا دیدار نصف روزه ای از بیرمنگهام و همین لندن دو روزه و کلی خستگی از این سفرها  ولی خدا رو شکر همشون خوب بود.  چهارمین سال مادر شدنم هم گذشت و دخترکم وارد چهار سالگی شد.  

از سال دیگه تصمیم دارم حتما 4 هفته از تعطیلات تابستان رو تعطیل باشم  و برنامه ریزی مناسب تری داشته باشم..

/ 2 نظر / 12 بازدید
shahireh

نازی 4 ساله مبارک باشه

مامان امی تیس

مبارک باشه چهار سالگیه دختر خانومت ایشالا صد ساله بشه من واسه تولد سه سالگیه دخترم می خوام یه کادوی توپ بهش بده! یه نی نی کوچولو