انتخاب با توست 

به دنیا پا نهاده ای 

درست مانند :

کتابی باز ساده و نانوشته

باید  سرنوشت خود را رقم بزنی 

خود و نه دیگری 

چه کسی می تواند چنین کند ؟

چگونه ؟

چرا ؟

به دنیا آمده ای 

همچون یک بذر زاده شده ای  

می توانی همان بذر بمانی و بمیری 

اما می توانی گل باشی و بشکفی 

میتوانی

درخت باشی و ببالی 

"اوشو"

/ 2 نظر / 11 بازدید
مستی

زیبا[لبخند][گل]

آزاد

دريچه باز قفس بر تازگي باغ ها سر انگيز است. اما ، بال از جنبش رسته است. وسوسه چمن ها بيهوده است. ميان پرنده و پرواز ، فراموشي بال و پر است. در چشم پرنده قطره بينايي است : ساقه به بالا مي رود . ميوه فرو مي افتد.دگرگوني غمناك است. نور ، آلودگي است. نوسان ، آلودگي است. رفتن ، آلودگي. پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است. چشمانش پرتوي ميوه ها را مي راند. سرودش بر زير وبم شاخه ها پيشي گرفته است. سرشاري اش قفس را مي لرزاند. نسيم ، هوا را مي شكند: دريچه قفس بي تاب است. سروده سهراب سپهری