یکی از همکلاسیها و  بهترین دوست دوران دانشکده ام  تو ایران دختری  اهل افغانستان بود که  از کوچکی در مشهد زندگی میکردند ٬ کلی ما با هم خاطره داریم از شیطنتهای آن دوران  و کلی دلم براش تنگ شده ٬ بهرحال از وقتی اومدم اینجا دیگه ازش خبر ندارم ٬ فقط چند سال پیش مامانم بهم گفت ملیحه زنگ زده و خداحافظی کرده ٬ گفته دارند با شوهرش برمیگردند هرات و چون تو گروه پزشکان سازمان ملل بود  قرارشده اونجا تو دانشگاه امریکایی کابل  پزشکی بخونند  و بعد هم مامانم گفت چند ماه دیگه یک کوچولو خواهند داشت  ٬ حالا حتما بچه ش دو سه ساله هست !!  خیلی دوست دارم بدونم الان کجایه و چکار میکنه !!

حالا چرا یاد ملیحه افتادم ٬ یک دفعه وقتی تازه ازدواج کرده بود رفته بودم خونه شون دیدنش ٬ دیدم کلی نوار داره و یک سری همه  آهنگهای هایده  و  اونم خیلی منظم ٬ مثلا پشت هر کاست  تمام جزئیات نوشته شده  بود٬ منم خیلی خوشم اومد چند تا رو ازش گرفتم کپی کنم ٬ اونم کلی سفارش کرد که مواظبشون باشم و سریع برشون گردونم که اینها یادگاریهای دوران نامزدیش هست و .... منم قول دادم و بعد از مدتی برشون گردوندم ٬ فقط یکیشو پیدا نمیکردم وقرار شد بعدا بهش بدم ٬ بعدا پیداش کردم ولی هیچ وقت فرصت نشد برش گردونم ٬ وقتی میومدم اینجا اون کاست هم با چند تا کاست دیگه یادگاری آوردم ٬ امروز هم بعد از مدتها وقت آشپزی دوباره به  اون گوش کردم و تمام خاطرات دوران دانشکده رو مرور کردم ...

اینم به یادگار  ازاین آلبوم که باید یک روزی به صاحبش برگردونم!!!

 

   + Passenger - ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥