یاد آن خانه....

دیروز عصری زودتر اومدم خونه ٬ بعد دیدم حوصله درس خوندن ندارم ٬ تلویزیون هم هیچ برنامه جالبی نداشت ٬ مونده بودم چکار کنم ٬ در یک لحظه نمیدونم چرا به ذهنم رسید اگه ایران بودم میرفتم خونه پدربزرگم ٬ امروز هم این نقاشی زیبا رو دیدم دوباره یاد خونه پدربزرگم افتادم ٬ دلم براشون خیلی تنگ شده ٬ کاشکی یک دفعه دیگه میدیدمشون ٬ خدا رحمتشون کنه !!! ....

 

   + Passenger - ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٥