خیالی دور و این دل ناماندگار بی‌درمان ....

ملالی نیست
جز گمشدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی‌سبب می‌گویند
با این همه... عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی می‌گذرم
که نه زانوی آهوی بی‌جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار بی‌درمان .... 

به داستانهای زندگی و عکسهای قدیمی که نگاه میکنم - تو دلم با خودم فکر می کنم اگر بخوام 30 سال دیگه عکسهای زندگیم رو کنار هم بزارم یا مهمتر پس از مرگم بخواهم فلش بک زندگیم را ببینم چه می بینم ؟؟ !! آیا به زندگیم افتخار خواهم کرد و لبخند روی صورتم خواهد بود وقتی فیلم زندگیم رو میبینم یا نه !!  فعلا که چهره نامعلومی دارد شاید هم باز دوباره شکرگذاری از داشته هایم را فراموش کرده ام ...

 

   + Passenger - ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٢