امروز بعد از مدتها این سرود قدیمی "یار دبستانی من " رو شنیدم ٬ ولی حسی که همیشه وقت شنیدن این ترانه رو داشتم دیگه حس نکردم ٬ همیشه هر وقت این سرود رو میشنیدم دوست داشتم هیچ وقت دوران درس و مدرسه تموم نشه ٬ ولی امروز نه..... شاید دیگه واقعا بزرگ شدم ٬ شایدم از عوارض  آخر دوره PhD هست که به درس و مشق و مدرسه حساسیت نشون میدی ٬ شایدم من یک کم خسته ام ٬ فقط  دوست دارم این paperها تموم بشه ٬ من یک کم خیالم راحت بشه.......  ( این غرغر ها رو  یادگاری اینجا مینویسم که یادم بمونه  وقتی کارام تموم شد ٬ دلم براشون تنگ میشه و اینقدر ضعیف و ناسپاس نباشم ٬ بايد قوی بود . بايد قوی بود. بايدتلاش کرد ٬ و توکل )

اینم یک آهنگ برای هوای امروز : بارون بارونه زمینا تر میشه ٬ گل نساء جونم کارها بهتر میشه.....باید صبور بود ، و استوار ،  و سربزير  ، و سخت  .....

   + Passenger - ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٥