از خود سانسوری دست بردارم و بنویسم که اصلا حوصله خانه داری و و نظافت خونه و اتو زدن و آشپزی  و کارهای این مدلی رو ندارم. همین هفته ای یکبار هم که همه جا رو تمیز می کنم ( مثل امروز) توی دلم کلی غرغر می کنم و احساس می کنم چقدر دارم وقتم رو الکی تلف می کنم. حالا چرا الان اینو نوشتم برای اینکه قبلا کلی کدبانو بودم و کلی آشپزی میکردم و خانه ام برق میزد .... ولی حالا همه اون کارها برایم بیهوده بنظر میرسد... البته اگر شخصیت وسواسی مثل من داشته باشید که یک ذره بینظمی سبب اندوه و استرست شود متوجه میشید در چه وضعیتی هستم  هم اینکه همه چیز باید تمیز و مرتب و منظم باشد و هم اینکه من حوصله  تمیز کردن ندارم .... و بشدت نیاز به یک نفر دارم که هفته ای یکبار خانه را برایم تمیز کند !!!

داشتم برنامه آشپزی نگاه میکردم و دو تا وسیله مورد علاقه من هم بود که همیشه دوست داشتم بخرمشون.... بعد با خودم میگم کی حوصله آشپزی کردن  و کیک درست کردن داره که بخوام یک غذاساز و  همزن گران قیمتی بخره ( تازه همون غذا ساز و همزن تفالم هم همون کار رو  انجام میده اگر اهل آشپزی باشم !!)... خیلی راحت تر اینه که غذاهای آماده بخرم و اصلا آشپزی هم نکنم .... و بعد با خودم فکر میکنم چقدر الکی این همه دستگاه های مختلف نان پز و قهوه سازهای مختلف و سرخ کن و چاقوی برقی و .. خریدم ( وقتی  مثلا حتی یکبار هم غذای سرخ کرده درست نکردم  و یا دستگاه نان پزم در چهار سال گذشته روشن نشده  و یکبار هم بیشتر با قهوه سازم کاپیچینو درست نکردم ..!!)

خلاصه که هوای حوصله من بسی ناجوانمردانه خاکستری است ....

اینم عکس خانه آینده ام ( از بس از دست خانه سه طبقه با کلی پله خسته شده ام. البته از پله ها خسته نشده ام. از تمیز کردنش خسته شده ام....)

اصولا در یک مود بداخلاقی هستم که تا بحال خودم بخاطر نمی آورم...

 در همین راستا و برای آرام شدن ( چه ربطی داره نمی دونم !!) دو سیزن 1و 2  سریال Good Wife رو سفارش دادم که شبها چون هیچ کار دیگه ای ندارم  (!!) فیلم نگاه کنم و دیالوگهای حقوقی یاد بگیرم ....

 

اصولا هفته پیش بدترین هفته کاریم بود و این بداخلاقیم ریشه در اون داره و البته در کل هم خیلی خسته هستم .... اول اون جواب فلوشیپ احمقانه و بعد همچنان ادامه داستانهای زندگی آکادمیک ... 

اصولا آدم از رفتار آدمها لجش میگیره ... اینقدر بی مسولیت

در راستای آرام شدن این فال احمقانه روزانه ام رو هم بنویسم:

All of your hard work is finally paying off. You are enthusiastic about your achievements, and your reputation as someone who gets things done seems completely secure. You should be expecting all the rewards that come along with success - money, prestige, creative fulfillment and recognition. Congratulations. You really deserve it!

 ---

یک نکته جالب اینکه بعد از چند هفته اومدم اینجا و این نوشته رو خوندم و اصلا یادم نمیاد از چی عصبانی و یا ناراحت بودم ... هر چقدر هم فکر میکنم به نتیجه ای نرسیدم. البته نوشته بودم که اون فلوشیپ رو نگرفتم ولی فکر میکنم اون دلیل ناراحتی من نبوده و تازه با خودم فکر میکنم نگرفتم که نگرفتم ... مهم نیست !! ( اگرچه که مهم هست !!) . خلاصه که خوبه آدم حافظه ای به اندازه یک ماهی داشته باشد ....

 

 

 

   + Passenger - ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٢