از این هفته ٬ هفته ای یکبار اخبار هفته رو ( اگر خبری باشد) اینجا مینویسم ٬ به رسم یادگاری و ثبت خاطرات ٬ بنابراین هیچ سبک و نظم خاصی از نوشتن این نوشته ها ندارند......

۱: این خبر را خواندم ٬ خیلی تعجب کردم تا حالا چیزی در این باره نشنیده بودم : 'ساعت آخرالزمان': پنج دقیقه مانده به 'قیامت'  ( اطلاعات بیشتر  اینجا و اینجا ) ٬  ساعت سمبلیک آخرالزمان در سال 1947 میلادی به ابتکار گروهی از دانشمندان به عنوان سنجه ای برای فاصله بشر تا نابودی، پدید آمد و شمارش معکوس خود را تا نیمه شب (12) که نماد پایان بشر فرض شده، آغاز کرد. استیون هاوکینگ، دانشمند پرآوازه انگلیسی، همزمان با جلو کشیدن عقربه های ساعت آخرالزمان گفت: "از زمان(بمباران اتمی) هیروشیما و ناکازاکی (توسط آمریکا)در هیچ جنگی سلاح اتمی به کار نرفته، اگر چه جهان در بیش از یک مورد به طرز نگران کننده ای به آن نزدیک شده ... و اگر به خاطر خوش شانسی نبود، تا کنون همه ما مرده بودیم." اوضاع خیلی دهشتناک به نظر میرسد ٬ بقول حافظ  بوی بهبود ز اوضاع جهان نمی آید و هر روز خبرهای نگران کننده تری هم  درباره  کشور عزیزمان ایران به گوش میرسد ٬ من که اخیرا به هیچ خبری درباره ایران  گوش نمیکنم و هیچ سایت خبری هم اخبار مربوط به ایران را نمیخوانم ٬ نمیخوام از این نگران تر شوم  ( بجاش اخبار Big Brother را دنبال میکنم  ٬ میبینید چقدر این روزها سطحی فکر میکنم ٬ خجالت آور است !!!) ....

 ۲: تند باد همچنان می وزد ٬اگرچه که از شدت آن کم شده ...  ٬ شدت این طوفانی که در  این چند روز  با سرعت حدود ۱۶۰ کیلومتر در ساعت ٬ انگلیس را  درنوردید در خلال هفده سال اخیر بی سابقه توصیف شده است. در این چند روز حدود ۱۳ نفر در این طوفان کشته شده اند که ۱۰ نفر از مناطق اطراف منچستر بوده اند .  من که هر شب فکر میکردم سقف خونه مون کنده میشه ٬ ولی تا حالا به خیر گذشته !!!!

۳:  خبر شنیدنی این هفته اینکه احسان و استاد عزیزش سرکار خانم پروفسور تاجی برنده ممتاز قسمت بین المللی جشنواره  علمی خوارزمی شده اند و  هفته آینده برای شرکت در مراسم به ایران میروند ٬ قرار بود عید همگی با هم بریم ولی حالا احسان زودتر میره و کلی بیشتر میمونه ٬ خیلی عالیه !!!من که خیلی خوشحال هستم و افتخار میکنم که برادر کوچیکم اینقدر بزرگ شده و جایز ه ای اینچنین برنده شده  ( البته هنوز گاهی کارهای احمقانه ای میکنه که منو خیلی عصبانی میکنه !!!!) 

۴: چند روزه فکر میکنم تلاش ما انسانها در اتفاق افتادن رویداد هایی که دوست داریم اتفاق بیفتند هیچ تاثیری ندارد ٬ اگرچه تلاش خود را در مسیر طبیعی باید بکنیم و هرچیزی در مسیر طبیعی اتفاق می افتد  وبقول معروف هر چیزی اگر خیر باشد پیش میاید و ما فقط باید به خدا توکل کنیم ٬ داشتن این فلسفه در زندگی به آرامش و از بین بردن اضطرابها خیلی کمک میکند ٬ ولی افسوس که گاهی فراموش میکنیم , واقعا وقتی به گذشته نگاه میکنم می بینم که : Everything that has happened to me has happened for a reason and it has indeed made me stronger , therfore why I should be worry for the future when I do all of my best , I just trust to God !

۵ : و من همچنان مشغول نوشتن مقالات و  یافته های کارم هستم و وقتی برای دیگر نوشتنهای بیهوده و  کارهای بی نتیجه نیست و تازه بعد از پایان سومی٬ از مقاله نوشتن داره خوشم میاید ٬ کار سخت و طاقت فرسایی است بخصوص وقتی زبان نوشتن مقاله زبان مادریت نباشد و کلی اضطراب داری وقتی استادت نوشته ها رو میخونه چی فکر میکنه .... ٬ ولی وقتی نتایج چند سال تحقیق قالب یک paper علمی را بخود میگیرد  و آماده چاپ میشود لذت بسیار زیادی دارد ٬  انهم در این دوره و زمانه  رقابت های شدید  علمی در غرب  ٬ که شخصیت و تواناییها ی فردی  از Impact Factor  مجله هایی که مقاله چاپ کردی ارزیابی میشود و لازمه انهم داشتن بودجه تحقیقاتی و grant است ٬ از یک نظر که به این بازی نگاه میکنی خیلی وحشتناک است  ولی با توکل به خدا ٬ اگر قواعد بازی را بلد باشی و شانس  همراهی کند با تلاش و کار مداوم  و با support قوی ٬ میشود بازی را ادامه داد  ٬اگه چهار تا مقاله دیگه رو تموم کنم میتونم برم سر نوشتن پایان نامه ام !!!  یاد این شعر افتادم  که :

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو  یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید  گفت با این همه از سابقه نومید مشو

اندرین دایره میباش چو دف حلقه بگوش  ور قفایی خوری ٬ از دایره خویش مرو

(حافظ)

فعلا تا بعد ....

.......

   + Passenger - ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ دی ۱۳۸٥