یادم باشد...

یکی از دوستای مجازی عزیزم که دلم هم براش کلی تنگ شده - رو صفحه فیسبوکش این مطلب زیر رو نوشته بود که اینقدر قشنگه که حیفم اومد اینجا برای خودم ننویسم که منم یادم باشه که کار من هم عشق ورزیدن بی قید و شرط است ....

" کریستین بوبن نوسنده فرانسوی ( نویسنده کتاب ابله محله) در جایی از قول امیلی دیکنسون می نویسد: "در کودکی با خود می اندیشیدم که مادر کسی است که وقتی آزاری می بینی به او پناه می بری." این را که خواندم ، با خودم گفتم یادم باشد که هرگز مایه رنجش و آزار دخترانم نباشم. وقتی قرار باشد از همه دنیا و ما فیها به من پناه ببرند، که می برند ، من آزارشان بدهم... به که پناه ببرند؟
باید که مآمنی باشم که همیشه بدون قضاوت و چشم داشت، آغوش گرمم بچه هایم را از جور زندگی در خود پنهان کند. حتی اگر روزی این بچه ها بزرگتر از آنی شوند که در آغوشم جای گیرند و یا من، فرتوت و لرزان تر از آن باشم که در آغوش بگیرمشان. هر چه بشود و هرکاری بکنند، کار من عشق ورزیدن بی قید و شرط است. یادم باشد..."

   + Passenger - ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۱