طفيل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری

بکوش خواجه و از عشق بی‌نصيب مباش
که بنده را نخرد کس به عيب بی‌هنری

می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند
به عذر نيم شبی کوش و گريه سحری

بيا که وضع جهان را چنان که من ديدم
گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری

چو مستعد نظر نيستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری

دعای گوشه نشينان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری

.....

   + Passenger - ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ دی ۱۳۸٥