- قبلا نوشته بودم که خوشحالم استادانم برای دو جایزه مهم نامزدم کرده اند نه بخاطر جایزه بلکه بیشتر بخاطر لطف و حسن نظرشون !!  یکیشو که جایزه محقق جوان انجمن نورپاتی دیابت اروپا بود رو سپتامبر گذشته در پرتغال گرفتم   و جایزه دوم که امیدی به گرفتنش نداشتم رو دیروز نامه اش رو گرفتم که جایزه سال 2013 رو به من داده اند.علت اینکه امیدی نداشتم این بود که جایزه مربوط به انجمن کنتاکت لنز انگلیس هست و خوب من اصلا زمینه کارم در زمینه لنزهای چشمی نیست ولی در نامه نوشته که بخاطر تحقیقاتم در قسمت قدامی چشم و قرنیه این جایزه اهدا میشه و جالب اینکه در لیست دریافت کنندگان سالهای قبل این جایزه هیچ فرد خارجی نیست و نکته جالب اینکه 6 نفر از دانشجویان دکترای سالهای قبل استادم هم این جایزه رو دریافت کرده اند!!!   حالا بعد از این همه مقدمه چینی ها میخواستم بنویسم حالا هیچ حس خاصی ندارم نه حس خوشحالی نه حس رضایت درونی !! چرا؟ نمیدونم !!  تو فکرم اینه که حالا این جایزه ها رو گرفتم خوب که چی مثلا و از مهمتر اینکه اینها متعلق به گذشته هستند !!  ولی خوب  اگه نمیگرفتم 100% حس منفی خیلی بیشتر بود  !!  حس خود آزاری همینه دیگه - نه ؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شاید هم بقول  جبران خلیل جبران: ارزش انسان در چیزی که بدست میاورد نیست بلکه در چیزی است که مشتاق آن است .   ولی خدا رو شکر برای همه چیز ...

خلاصه که فعلا به فکر فلوشیپ سابمیت شده دیروزم هستم ...

- اصولا مدتی هست من خاکستری هستم ( اگرچه که رنگ خاکستری رو خیلی دوست دارم). منظورم اینه که در حس خاکستری ومنفی هستم بدون هیچ دلیل واضح و غیر واضحی  !!!!!!!!!!!  شاید علایم افسردگی زمستانی هست !!   و بهمین دلیل خاکستری بودن تا مدتی در این اطراف نخواهم بود ....

- راستی برف نو سلام .... 

 تا بعد....

   + Passenger - ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠