Happy New Year 2012

عصری همسایه مان میپرسید برای سال نو آماده اید؟ و من دریک لحظه به فکر فرو رفتم مگه سال جدید داره میاد؟  هنوز هم بعد از این همه سال در غربت به سال نو در وسط زمستان عادت نکرده ام و در ذهنم سال نو 21 مارچ و آغاز بهار است !  ولی خوب وقتی همه جا صحبت از سال نو و سالی که گذشت و سالی که پیش رو هست - فرصت خوبیه ما هم سالی که گذشت رو مرور کنیم و به پشت  سرمون نگاهی بکنیم و به راهی که پیش رو داریم .

سالی که گذشت پر از سفر بود و پر از فرودگاه های مختلف از مالتا تا کالگری - ازکورک تا استانبول و مشهد- از پورتو تا لیسبون- از منچستر تا کورنوال- و همین دبی همین چند هفته پیش. پر از دیدارهای شیرین . پر از روزهای دلشوره  و استرس مثل همین شروع مدرسه دخترکم . پر از کار و نوشتن و نوشتن! پر از شک و دلهره و تردید در راهی که برگزیده ایم.  اساسا من همیشه مردد هستم و این چیز تازه ای نیست و شاید هر کس دیگر هم بجای من بود همین احساس و افکار رو داشت. شایدهم این شک و تردیدها لازمه کار آکادمیک است که مجبورت میکند بیشتر کار کنی !! نمیدانم ..... اگرچه که سالی خوب داشتیم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر برای سلامتی وهمه نعمتهایی که به ما اعطا کرده ولی شخصا  ته دلم  از خودم راضی نیستم و فکر میکنم یک جورهایی دارم روزهام رو تلف میکنم.  هنوز پر از شک وتردید هستم از راهی که درپیش گرفته ام وهمش خودم رو سرزنش میکنم که چرا اینقدر بی انگیزه و دلتنگ از خودم هستم . ولی تصمیم سال نو من اینه که به خودم بیام و بقول حافظ "دست به کاری زنم که غصه سر آید!!"  باید حرکت کنم .باید شهامتی تازه پیدا کنم . باید کلی بخوانم و بخوانم و بخوانم...  چقدر خوبه که وقتی به روزهای گذشته وسالهای رفته نگاه میکنیم  حسرتی نداشته باشیم. باید اونقدر از خودم راضی باشم  که حسرت روزهای رفته وکارهای انجام نداده ام را نداشته باشم و  بتونم ته دلم با افتخار بگم I did it my way !! هنوز راهی طولانی تا آنجا مانده....فقط میتونیم از خدا بخواهیم که:  ما بدان مقصد عالی نخواهیم رسید هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند !!!

   + Passenger - ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠