I beg you... to have patience with everything unresolved in your heart and try to love the questions themselves as if they were locked rooms or books written in a foreign language. Don't search for the answers, which could not be given to you now, because you would not be able to live them. And the point is, to Live everything. Live the questions now. Perhaps then, someday far in the future, you will gradually, without even noticing it, live your way into the answer. - Rainer Maria Rilke

 

بعضی وقتها فکر می کنم چقدر بیخودی برای یک چیزهایی نگران بودم و هستم که ارزش نگرانی نداشته و مرور زمان نشون میده هیچ فایده ای اون نگرانیها نداشته ! مثلا از اول تابستون نگران این بودم که در وقت تعطیلی مدارس باران رو به کی بسپارم. کلی سرچ کردم و 2-3 نفر که بطور خصوصی بچه نکه میدارند رو دیدم و خونه هاشون رو ارزیابی کردم - 2-3 تا کودکستان رو دیدم و هنوزم ته دلم راضی نبودم. حالا میبینم هم مدرسه اش کلاس برای دوران تعطیلات داره و هم کودکستان نزدیک خونمون و دلیلی برای اون همه نگرانی و اتلاف وقت نبوده. حالا نگرانی جدیدم مدرسه باران هست و اینکه آیا سن مناسبی برای شروعش بوده یا نه ؟ آیا خسته نمیشه ؟ آیا شیوه تدریس مدرسشون مناسب هست ؟  و کلی سوال دیگه در ذهنم ! حالا خدا رو شکر دو هفته از مدرسه گذشته و تقریبا عادت کرده و ظاهرا هم دوست داره و صبحها با اشتیاق میره !

   + Passenger - ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠