احوالات چند روز گذشته

هشیار سری بود ز سودای تو مست
خوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دست
بی تو همه هیچ نیست در ملک وجود
ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست
     
(سعدی)     

 ۱)  از بخت­یاریِ ماست، شاید
که آنچه می­خواهیم
یا به دست نمی­آید
یا از دست می­گریزد...
(مارگوت بیکل)

۲)  من به بی­سامانی،
باد را می­مانم.
من به سرگردانی،
ابر را می­مانم... (حمید مصدق)

۳) موجیم و وصل ما ساحل رسیدن است
ساحل بهانه‌ای‌ست، رفتن رسیدن است
 
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.....

۴) من باید بیشتر تلاش کنم تا بهترین باشم .....

 در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
بی­خبر از همه عالم شوم اما نشدم...
 

 

 

 

 

  بدان! راهی پر مشقت و بس طولانی در پیش رو داری، و در این راه بدون کوشش بایسته، و تلاش فراوان، و اندازه‌گیری زاد و توشه، و سبک کردن بار گناه، موفق نخواهی بود .… اگر مستمندی را در راه دیدی که توشه‌ات را تا قیامت می‌برد و فردا که به آن نیاز داری به تو باز می‌گرداند، کمک او را غنیمت بشمار و زاد و توشه را بر دوش او بگذار و اگر قدرت مالی داری بیشتر انفاق کن و همراه او بفرست، زیرا ممکن است در رستاخیز در جستجوی چنین فردی باشی و او را نیابی…                  

هرگز از تأخیر اجابت دعا ناامید مباش، زیرا بخشش الهی به اندازه نیت است، گاه در اجابت دعا تأخیر می شود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل‌تر شود… نهج البلاغه

 

   + Passenger - ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸٥