میدونی چی بهت حس تلاش و کار بیشتر و  خوشحالی و شعف میده ؟ وقتی استاد سابقت برای این جایزه نامزدت میکنه و یک نامه نومینیشن فوق العاده برات میفرسته و استاد فعلیت هم برای جایزه محقق جوان این گروه. اونهم وقتی تازه یک خارجی هستی !! حالا برنده این جایزه ها هم نشوم خیلی مهم نیست (اگرچه راستشو بگم ته دلم ناراحت خواهم شد) !

دیگه چی ؟ وقتی اول صبحی به افیست یک نورولزیست روسی زنگ میزنه و میگه مقالاتتو خونده و میپرسه آیا امکان داره چند تا از مریضهاشو برای معاینه به انگلیس بفرسته ؟( اول فکر میکنی یک نفر داره شوخی میکنه و اذیتت میکنه مثل عموم که همیشه خودشو یک نفر دیگه معرفی میکنه و کلی سربه سرت میذاره !)-ولی جدی بود و بقول استادم اگه از میلیونرهای روسی هستند - چرا که نه ؟ حداقل میتونی خونه مورد علاقتو بخری ! ( حالا اینکه از کجا به وجود خانه مورد علاقه من پی برده عجیبه ! فکر کنم خانومش بهش گفته  !!!) ولی حس خوبیه کسی از یک کشور دیگه بخودش زحمت تلفن کردن رو میده و همین کلی برای من ارزش داره !

حالا باز نگید عجب آدم ندید و بدید و یا از خود متشکری هستم.  در مملکت غربت و محیط آکادمیک همین چیزهای کوچک کلی باعث شادی است و مشوق راه سخت و گاهی روزهای افسرده ای است ( پیرو پست قبلی) که پیش رو داریم و بقول همکار عزیزی "من و تو با همین مهرها و محبت ها زنده ایم، مخصوصاً من." !!

****

Just an update: Regards to second award , I recieved this email from my former supervisior a few days ago:

"Hi Mitra, I just received the attached letter from the ...  They have decided to award the 2012 F-Award to someone named M. I looked up "M" on PubMed and found that he has never published any papers, and has one paper 'in press' in CLAE.

 It is a cruel joke that the ... should give the F award to a person who has so far achieved very little, especially when compared with your outstanding CV and track record.  I just don't understand this, Mitra.  It must be all political, which is very sad. Anyway, I think I should keep nominating you every year."

What could I say? Hard to reply, just I was flattered & delighted.

Crossed fingers for the other award!

 

 

 

 

   + Passenger - ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩