- امروز صبح در رادیو صحبت درباره  این بود که اینکه  بر خلاف باور قدیمی این روزها بزرگ کردن دختر از پسر بسی سخت تر است  و با نویسنده کتابی که اخیرا چاپ شده " چطوری یک دختر خوب پرورش دهیم ؟" مصاحبه شد که در این کتاب از تجارب ٢٠٠ معلم که در مدارس خصوصی دخترانه درس می دادند استفاده شده. است. البته من فکر می کنم این کتاب برای والدینی که دختر نوجوان دارند بیشتر مناسب است ولی خوب یک کتاب دیگه پیدا کردم که فکر کنم برای  این سالهای اولیه مفیدتر باشه. فعلا از روی آمازون سفارش دادمش و باید وقت کنم و یکی از این روزها بخونمش تا ایده بگیرم با این خانم کوچولو چه رفتاری پیش رو بگیریم !

 -دیروز داشتم گرانت اپلیکیشن یک دانشگاهی در کانادا رو میخوندم  که باهاشون همکاری نزدیک داریم و در حقیقت من مشاور انها هستم. دیدم تمام دیتاهای اولیه اش از پروزه دکترای من است یا بقولی صحیح تر دیتاهای من کپی و پیست شده و حتی بدون تغییر دادن جملات. مساله به این دلیل واضحتره که هیچ مرکزی در دنیا کار ما رو در اون زمان انجام نمی داد . خلاصه خیلی ناراحت شدم و تو دلم گفتم دیدی استادم تمام نتایج کارامون رو به اینها فروخته و صداش هم در نمیاد ( حالا خوبه همه اون نتایج چاپ شده اند !!) بعد از ظهری استادم اومد به اتاقم و توی صحبتها گفتم راستی اینم گرانت اون گروه که لازم داشتی بدون اینکه هیچ نظری ارایه بدم. شروع به نگاه کردن کرد و به صفحه دوم که رسید گفت اوه این که همه کارهای ماست و بقول انگلیسیها لغت f رو بکار برد و کلی هم میشد ناراحتی رو از چهره اش دید - گفتم فکر کردم خودت اینها رو بهشون دادی یا گرانت رو براشون نوشتی میگه نه من فقط نمونه گرانت خودمون رو بهشون دادم تا بهشون ایده بدم !! و اگرچه که هنوزم فکر می کنم استادم گرنت رو براشون نوشته  و حالا یادش رفته ! خلاصه که بقول معروف " دزدی در روز  روشن" و خیلی نامردی هست وقتی با همین تقلب  یک گرانت  مهم رو گرفتند !!!!!   و منم خیلی لجم گرفته و پس از گذشت یک روز میزان حرص خوردنم بیشتر هم شده - شاید اگه گرانت فعلی که مینویسم موفقیت آمیز باشه یک کم از درجه ناراحتیم کمتر بشه  !!!!!!  دنیای آکادمیک دنیای سختی است...

 

   + Passenger - ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩