از غربت تا عادت

اخیرا تو خیلی از وب بلاگها این طنزگونه مراحل مهاجرت نوشته شده که به مراحل " نیت - استجابت -  عزیمت- شعف - بحران هویت - غربت و .." تقسیم بندی شده است. حالا از طنز و شوخی گذشته من دارم فکر می کنم در کدام مرحله قرار داریم.  ولی فعلا که ذهنم یاری نمی کند ! مرحله هفتم رو آیا باید عادت به غربت بنامم؟ آدم گاهی حتی در سرزمین خودش هم میتونه احساس غربت بکنه - نه ؟  من شاید به اینجا عادت کرده ام و خیلی حس غربت رو ندارم ولی حس دلتنگی رو چرا و اون هم شاید به خاطر تمام خاطرات و تعلقات ذهنیمون باشه. شاید اون رو بتونم حس دلتنگی گاه و بیگاه  و گاهی حس تنهایی بنامم.   قبلا اینجا نوشته بودم که شاید یکی از فواید مهاجرت این باشد که مانع از آن میگردد که : زندگی سر طاقچه عادت از یاد من و تو برود- بس که مجبوری برای بهترین ها تلاش کنی ! خلاصه که حس " در غربت غربی" همچنان با مهاجر می ماند !

   + Passenger - ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩