Hello from Malta

بعد از مدتها به یک "وکیشن" واقعی خانوادگی به مفهوم انگلیسیها آمده ایم. بعد از مدتها یک هفته تمام از آفتاب و دریا و دشت لذت بردیم و گاهی در کافه و رستوران  همزمان  که توی آفتاب ظهر دلنشین مدیترانه می نشستیم  هی به خودم یادآوری می کردم به فکر هزار کاری که پس از برگشت منتظرم هست نیفتم و بر طبق فرهنگ سخت کوشی که ما ایرانیها بزرگ شدیم گاهی هم حس گناه  از لذت آفتاب و بی کاری  به سراغم می آمد ولی تصمیم گرفته بودیم فقط از سفر لذت ببریم و از کار و درس و مشق صحبتی نکنیم.   خلاصه اینکه تعطیلات خوبی بود و واقعا به آن نیاز داشتیم تا دوباره انرزی بگیریم .

 مالتا کشوری کوچک در مدیترانه هست. به مالتا لقب "موزه ای در هوای آزاد"  را داده اند و واقعا هم همینطور است بس که کوچه ها و روستاها و خانه هایی مملو از مجسمه های مذهبی دارد. جزیره ای کوچک و زیبا با آفتابی درخشان و سواحلی نیلگون و خیابانهایی باریک پر پیچ و خم و  مملو از تاریخ و کلیساهای رنسانس و کاخهای باروک ! 

این هم چند تا عکس به رسم یادگاری از این سفر:

 


   + Passenger - ٤:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩