یلدای 89

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام
هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش
نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید
این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش
کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود
عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش 

حافظ

و خلاصه کلام اینکه :

 تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست    راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

 ---- 

بنویسم که امسال یک کادوی کریسمس عالی از سانتا گرفتم. هفته پیش از یک کمپانی سویسی که نوع خیلی جالبی از پمپ انسولین رو تولید میکنه بهم ایمیل زدند که اطلاع بدهند در کنفرانسی که چند ماه پیش در سوئد بودم و بین نزدیک ١۴٠٠٠ نفر من برنده یک ipad زیبا شده ام و من کلی هیجان زده شدم وقتی هیچ انتظارشو نداشتم و امروز هم برام هدیه زیبایم رو به مرکز دیابت آوردند و چند تا هم عکس گرفتند تا در مجله داخلشیون چاپ بشه ! جالب اینه که اصولا در کنفرانسها علاقه ای ندارم که از غرفه ها بازدید کنم ( برعکس آقای همسر) و اصلا یادم نمیاد که فرم شرکت در مسابقه رو پر کرده ام. ولی خوب سورپرایز خیلی عالی بود و  من اکنون صاحب یک ipad زیبا هستم !!!!!! حالا باید یک کیف محافظ چرمی قشنگ براش بخرم !  متشکرم سانتای مهربون !

(راستی اگه یک روزی  دیابت بگیرم که نیاز به تزریق انسولین داشته باشه ( از سن تایپ ١ که گذشته !!) حتما از این پمپهای این شرکت استفاده می کنم . نگرانی و ترس از تزریق حل شد !!)

راستی یک همکار و دوست عزیزم هم امروز یک کیف پر از کادوهای کریسمس که خیلی قشنگ بسته بندی شده اند برای من و باران و حسن آورد و کلی سورپرایزم کرد ولی بهش قول دادم تا روز کریسمس بازشون نکنم.  ولی باعث خجالت که من براشون هیچی نخریده بودم و فقط کارت کریسمس فرستاده بودم !!!!! ولی خوب یک مناسبت دیگه !

 

 

 

 

   + Passenger - ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩