از این روزها

یک هفته هست که من و باران ( و گاهی بابای باران) خانه نشین شده ایم چون باران بشدت سرما خورده و هوا هم خیلی سرد هست و دیدیم بهتر است خونه باشیم و مواظب این دختر بازیگوش کوچولو . حالا بگذریم که چقدر از کارام عقب افتادم ولی خوب کار و ددلاین همیشه هست و وظیفه اصلی ما مراقبت از این  فرشته کوچولو هست. خلاصه اینکه باران خانم کلی مامانی و لوس شده اند بس که با هم بازی کردیم و کتاب داستان خواندیم و برج درست کردیم و ماشین بازی کردیم و کاغذ سعی کردیم با قیچی ببریم و نقاشی کردیم .... و مامان باران تمام روز تلاش می کرد هی غذاهای مختلف درست کنه شاید یکیشون رو باران خانم میل کنند و اینقدر تمام روز بازی کردند و مامان وقت نکرده نه صبحانه و نه نهار درست و حسابی بخوره که بدون جیم رفتن ٢ کیلو لاغر شده و بسی خوشحال و مسرور هست !!! ولی گذشته از شوخی حتی یک سرما خوردگی کوچک این فرشته های کوچولو اینقدر تحملش برای آدم سخته که زندگی بسی طعم تلخ و غمناک بخودش میگیره !!!!

   + Passenger - ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩