سان فرانسیسکو

چند روزی سان فرانسیسکو بودم برای کنفرانس سالیانه اپتومتری آمریکا و امتحان فلوشیپ این انجمن . استاد قدیمیم هم برای یک جایزه خیلی معتبر انتخاب شده بود و سخنرانی کرد اون هم عمدتا براساس کارها و مقالات دوره  PhD من که بسی باعث خوشحالی است.  آخرین باری هم که آمریکا بودم سان فرانسیسکو بود اون هم با باران وقتی ٢٠ هفته باردار بودم ( تاریخشو دقیق یادمه چون استاد استادم شرط بست که دقیقا میتونه از روی شکل شکمم بگه که چند هفته باردارم و اینکه کاملا درست حدس زد و خیال منو راحت کرد که اندازه ٢٠ هفته هستم !) خلاصه اینکه کنفرانس خوبی بود.  هوا هم ملایم و آفتابی.  کلی هم دلم برای فندق کوچولوی خوشمزه ام و بابای فندق عزیزم تنگ شده بود.

ایندفعه با یک دید دیگه  به آمریکا نگاه کردم . تعداد خیلی زیاد بی خانمان و خیابان خواب در این شهر زیبا و ثروتمند آمریکا خیلی قابل توجه است. تعداد خیلی زیاد استارباکس هم جالب توجه است .  تبلیغهای  خیلی زیاد تلویزیون بخصوص که نزدیک روز شکر گذاری هم بود @ برخورد فروشنده در فروشگاه میسی و اینکه بر اساس حق کمیشن حقوق میگیرند @ اعتصاب و تظاهرات یک سری کارمندان هتل هیلتون در رابطه با حقوق کم و کار زیاد در شب ورودم به هتل  @ هتل و کنفرانسی که برای هر چیزی باید جداگانه پول بپردازی مثل صبحانه - نهار و... در مقایسه با اروپا چهره غیردوستانه تری از ایالات متحده در مقابل چشمم گذاشت.  این امنیت درمانی و کاری که در اروپا و انگلیس هست حالا فرض کنیم در بالاترین حد نباشد ولی حداقل آرامش روانی به همراه می آورد.

 روز آخر قبل از پروازم چند ساعت وقت داشتم. منم سوار یکی از این اتوبوسهای کابلی معروف سان فرانسیسکو شدم و رفتم لب دریا نزدیک جزیره الکاتراز و جایی که محل صید خرچنگ هست و اتفاقا فصل صید خرچنگ هم از دو روز قبل شروع شده بود و بنابراین کلی تو بازار ماهی و خرچنگ گشتم . ایندفعه دوست داشتم از مزارع انگور و محلهای تولید شراب بازدید کنم  و همچنین برکلی و دانشگاه معروفش که فرصت نشد.شاید وقتی دیگر ...

 

   + Passenger - ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩