باید کتاب را بست.

باید بلند شد

در امتداد وقت قدم زد،

گل را نگاه کرد،

ابهام را شنید .

باید دوید تا ته بودن.

باید به بوی خاک فنا رفت.

باید به ملتقای درخت و خدا رسید.

باید نشست

نزدیک انبساط

جایی میان بیخودی و کشف.

سهراب سپهری

 

   + Passenger - ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٩