مریض شدم خیلی بد اونقدر شدید و بد که یادم نمیاد در عمرم اینطوری در بستر بیماری افتاده باشم. امروز روز چهارم بود که هیچی نخورده بودم و تمام روز در بستر. بعد از ٣ روز دوری از نور و صدا برای اولین بار تونستم به صفحه کامپیوتر نگاه کنم و یک فیلم هم از تلویزیون ببینم که ذر مقایسه با چند روز گذشته خودش پیشرفتی چشمگیر حساب میشود. فقط  امروز فرقش اینه  که شدت سردرد کم شده و حالت تهوع و بیماری هم نداشتم و از خوابم لذت بردم. اینکه چرا سالی یکبار این سردردهای کشنده و دردناک به سراغم میاید معلوم نیست و رمزی شده برای ما که هر چند وقت قدر نعمت سلامتی را بدانیم و خدا را هزاران بار شاکر باشیم.

این چند روز کلی هم همسر جان عزیز خسته شده از بس که از دو نفر مریض مراقبت کرده . دخترک با اون سرفه های بدش و مامان دخترک با این سردردهای کشنده.  سلامتی نعمتی هست که تا از دستش ندهی قدرش را نمیدانی !!!

 

 

 

   + Passenger - ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٩