خارجی؟!

امروز عصر به یک مهمانی خصوصی ( ترجمه اش همین میشه : Private event?) مارک مورد علاقه لوازم آرایش دعوت شده بودم.  حدود ١۵ نفر خانم دیگه هم آمده بودند. همشون خیلی انگلیسی @ اینقدر انگلیسی که آدم خارجی کمتر دیده بودند و من براشون خیلی هیجان انگیز بودم مثل ما وقتی تو ایران یک خارجی می بینیم.  سه تا خانمی که با من بودند ازم می پرسند معنی اسمت چیه و از چه زبانی هست؟ و بعد یکیشون میگه دختر من هم  ١٢ سال هست بحرین زندگی میکنه و فردا میاد اینجا . یکی دیگه میپرسه چه کرمی میزنم که پوست صورتم خوب هست و خلاصه همه مهربون بودند و عصرانه خوشمزه ای هم بود. بعد نوبت من که میشه کرمها و بقیه لوازم رو امتحان کنند خانم آرتیست هی میگه چقدر قشنگم و ازم میپرسه کجایی هستمتعجب . اینقدر میگه قشنگ هستم که فکر می کنم با سوپر مدل معروفشون Hilary Rhoda که خیلی ازش خوشم میاد اشتباهم گرفته نیشخند  و بعد که میفهمه یک دختر ١٧ ماه هم دارم و میگه چقدر خوش اندام موندم ( !!!!! با بیش از ۵-۶ کیلو اضافه وزن !خجالت)  اینقدر ازم تعریف کرد که فکر کردم واقغا شغل مدلشون رو میخواد بهم افر کنه قهقهه خلاصه که امشب اعتماد به نفس من به ١٠٠٠ درصد رسیده است که خودم میدونم همی بسی کاذب است.  ولی شب خوبی بود و حالا قراره برای دو ساعت ماساز و بقول اینها فیسیال مجانی چند هفته دیگه برم. حالا تا چند هفته دیگه ببینم قدم میشه ٢٢ سانت بلند بشه و ١٠-١۵ کیلو وزن کم کنم تا شغل مدلینگ رو بگیرم زبان و البته سنم هم ١٠ سال کم بشه !

این هم عکسی از مدل مورد علاقه من

 

   + Passenger - ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩