لذت های ساده

دیروز بعد از تموم شدن کارم دو ساعت فرصت داشتم و منم از این فرصت مغتنم استفاده کرده و یک خرید کوتاه انجام دادم.  اول که تصمیم گرفتم از این پس بعد از خوابیدن باران بیشتر برای خودم وقت بزارم و برای همین کلی محصولات spa خریدم . از این سنگریزه های مخصوص پا که نمیدونم اسمش چیه تا کرم مخصوص شستشوی دست و scrub بدن و چند تا دیگه از محصولات سانکچری که من کلی طرفدارشونم . و امشب از پا شروع کردم و الان کلی پاهای ملایم و تمیز با یک لاک خوشرنگ دارم.  برای اولین بار یک کرم شب هم خریدم. ببینیم علایم خستگی محو میشه یا نه . یک ماسازر سر هم خریدم که کلی مفید و لذت بخشه. خلاصه خودم یک  covent Garden spa  راه انداختم . بعد از مدتها یک کم به خود رسیدن هم کیف داره همیشه این کارها رو با مامانم انجام میدادم و گاهی فکر می کنم مدتها ست که وقتی برای خودم ندارم.  توی قطار در راه برگشت  هم وقت داشتم بعد از مدتها مجله woman & home ام رو هم کامل بخونم و کلی انرزی مثبت گرفتم. همینها لذتهای ساده و خوبی است @ نه ؟

راستی مثل همیشه بعد از اینکه به یک شهر بزرگ مسافرت می کنم بیشتر به این نتیجه میرسم که من آدم زندگی در شهرهای شلوغ و بزرگ نیستم و ترجیح میدم در یک  شهر آرام و کوچک و یا ترجیحا در کانتری ساید و در یک روستای آرام و دور از هیاهو زندگی کنیم .

   + Passenger - ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩