چنان مستم من امشب ....

بسی دلم برای وب بلاگ قدیمیم و نوشته ها و شعرهاش تنگ شده امشب.  اینم یکی از تصنیفهای مورد علاقه ام :

چنان مستم, چنان مستم..... چنان مستم من امشب
که ازچنبر٬ برون جستم من امشب
چنان چیزی که درخاطر نیاید.....چنانستم چنانستم من امشب ....
به جان با آسمان عشق رفتم
به صورتگر در این پستم من امشب....
گرفتم گوش عقل و گفتم:"بشوی ای عقل دست خویش از من    که در مجنون بپیوستم من امشب"
چو واگشت او٬ پی او میدویدم
دمی از پای ننشستم من امشب....  (مولوی)

 

 

   + Passenger - ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸