Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers متن هایی برای هیچ

 

متن هایی برای هیچ
 

تا دل بيدار من
شد آشناي نيمه شب
تا دل بيدار من
شد آشناي نيمه شب
خاطري چون صبح دارم از صفاي نيمه شب
در دل شب دامن دولت به دست آمد مرا
گنج گوهـر يافتــم
از گريه هاي نيمه شـب
گنج گوهر يافتم
از گريه هاي نيمه شب

امشب منم و بزم خيالم
من و دنياي ملالم
غم شيرين تو را بستايم اي زيبا
شب شورانگيز رويا
هستي شده تصويري ز رويا
عطش دل مانده بر جا

مژه بر هم بگذارم
ره رويا بسپارم
برود از تن قرارم

مي روم تا، کشور تاب، مي زنم پر، مست و بي تاب
در فضاي بي کران، مي پرم نرم و سبک، سرشار رويا

در شب خاموش من، درد هم آغوش من، برخيزد از جا

سوختم از آتش غم در تب روياي تو
سوختم از آتش غم در تب روياي تو
اي تپيده به يادت از زمان شيداي تو
جاودان باش اي غمت در قلب شب پندار من
اي فکنده در سکوتم ياد تو غوغاي تو
اي فکنده در سکوتم ياد تو غوغاي تو

افسوس ،گل اميدم تو بودي،دل تنهايم ربودي

به جدايي دل دادي
نکني از من يادي
غم خود در من نهادي
هستي، شده تصويري ز رويا
عطش دل مانده بر جا

غم اين تنها بودن
چو تبي مي سوزد تن
شب من تنهاتر از من

در نگاهم ، وانشيني ، نقش رويا آفريني
روي بال ياد تو ، مي روم تا آسمان ، آزاد و شيدا

اي شب تاريک من با غم من خو بگير آرام و تنها

با صدای زیبا و جاودان محمد نوری-بشنوید

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٥ - Passenger