خیال پردازیهای زنانه

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام مستم
باز می لرزد دلم دستم
باز گوئی در جهان دیگری هستم
لحظه دیدار نزدیک است ...

١- لحظه شماری می کنم برای عصر که میریم باران رو از مهد بگیریم  نزدیک اتاقش که میشم اینقدرضربان قلبم بالا میره که خودم هم توی دلم تعجب می کنم از این حس دلتنگی . اینقدر  که گویی سالها ندیدمش. و دخترک کوچولو دلتنگتر از ما. تا یکی از ما رو میبینه با یک سرعتی چهار دست و پا میاد که قابل باور نیست. در طول روز سر کار هر وقت این صحنه دیدار جلوی چشمم میاد اشکه که توی چشمام حلقه میزنه . مثل همین الان. هی توی سرم میچرخه که لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام مستم باز می لرزد دلم دستم....

٢- بالاخره نسخه انگلیسی کتاب فراوانی مطلق رو گرفتم. ٢ تا از کتابهای دیگه این نویسنده رو به انگلیسی داشتم ولی این کتاب رو فقط ترجمه فارسیشو داشتم که مامان به من هدیه داده بودند. خیلی کتاب زیبایی است و خواندنشو به همه توصیه می کنم. کلی بهت انرزی مثبت میده. حالا خواندن متن اصلیش کلی لذت بخش تره.  اولین اصلاحی هم که یاد گرفتم اینه : خیال پردازیهای زنانه shepheard's hotel .

٣- این روزها اینجا ابری و بارانیه و خیلی زود تاریک میشه. شبها از پنجره درخت کریسمس خونه همسایه رو می بینم و چراغها و تزیینات کریسمس خونه های دیگه رو و این کلی حس خوب و گرم بودن تو دلت ایجاد می کنه.  از حالا هر روز لحظه شماری می کنیم برای دو هفته تعطیلات کریسمس .اگرچه برنامه خاصی نداریم ولی همین که تعطیل باشی کلی ارزش داره.

۴- اینقدر وقت صرف کنی و پیپر سابمیت کنی و به فاصله یک روز رجکت بشه. چه اتلاف وقتی !!

خدایا شکر بخاطر همه چیز

 

 

   + Passenger - ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸