ای کاش !

چند روز پیش مامان پای تلفن می گفت امروز از جلوی دانشکده ات رد شدم . دانشجوها رو توی حیاطش که دیدم با خودم گفتم اگه اینجا بودی می گفتم دخترم استاد اینجاست و بعدم نوه ی خوشگلمون توی خونه مون داشت بازی می کرد و دل ما همش اونجا نبود.  یک لحظه اونجا رو مجسم کردم و دلم گرفت . "ای کاش آدمی وطنش را  مثل بنفشه ها در جعبه های خاک  یک روز می توانست همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست..." ای کاش !

 

   + Passenger - ۸:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸۸