آدم بچه اش تب داشته باشه و خودت نگران و دل تو دلت نباشه بعد یکی هم مدام دکتر بازی دربیاره و تمام طب نلسون رو بخواد مرور کنه سر یک سرماخوردگی و بیشتر نگرانت کنه: "دستمال پاشویه نباید سرد باشه " " دستمال پاشویه چرا سرد نیست" " لرز با تب علامت عفونته" بعد دو دقیقه بعد "شاید عفونت ادراریه " و دوباره بعدش " ریه اش عفونت کرده " و تا بچه رو دست میزنه میگه " اوه اینکه خیلی داغه شاید تشنج کنه" و بعد خودت نگاه میکنی میبینی خیلی هم داغ نیست و عصری داغتر بود. بعد داری پاراستامول تو شیر بچه میریزی چند بار میپرسد چقدر ریختی !!! و دو دقیقه بعد "اگه تشنج کنه باید بریم بیمارستان" و ...این داستان ادامه دارد !!!! خلاصه اینکه اعصاب آدم لازم داره با یک همسر بیش از حد حساس و نگران...!!

حالا این بابای نگران تا صبح چشم بر هم نگذاشته . هر وقت بیدار شدم دیدم داره دخترشو نگاه میکنه    اینقدر بهش شیر و پاراستامول دادیم و اینقدر این دختر کوچولوی قوی ما تا خود صبح بااین ویروسهای وحشی جنگید تا پیروز شد و حالا وقت خیلی کم تب داره و دوباره داره شیطونی می کنه .خدا را شکر ..

 

بعد نوشت : هنوز پس از دو روز دخترک کوچک ما مشغول جنگ با این ویروسهای ناجوانمرد است که لقمه شیرین و خوشمزه ای گیر آورده اند. هنوز هم تب دارد و شبها بدتر میشه. ولی باران مقاوم ما به این ویروسهای وحشی غلبه خواهد کرد و درس عبرتی خواهد داد که سلولهای دفاعی بدنش برای حملات بعدی آماد باشند @ انشا... .آرزو می کنم هیچ کودکی بیمار نشود و خداوند همه این فرشته های نازنین رو صحیح و سالم نگه دارد. حتی یک سرماخوردگی ساده پدر و مادر را از پا می اندازد.

 

   + MT - ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸