و این بهترین جمله ای بود که امروز خواندم:

پس بگذار برخاسته باشیم و در حال کار

با قلبی که پذیرای هر سرنوشتی است

باز هم تلاش کنیم @ باز هم ادامه دهیم

یاد بگیریم که سخت بکوشیم و منتظر بمانیم.

هنری وادورث لانگ فلو

 

و اینکه کتابخانه جدید بیمارستان ما خیلی عالی هست و امروز کشفش کردیم و دیگه نیازی به دانشگاه رفتن نیست.   از این پس هر وقت دنبال من می گشتید تشریف بیارید کتابخانه. حس کتابخانه بیمارستان قائم و روزهایی که خیلی درس میخوندم رو در من زنده کرد باضافه حس حسادتی که همه دارند سخت هندبوکهای اکسفورد رو میخونند. تازه کلی هم رمان و کتاب جالب داره  و با اولین کتابی که به امانت گرفتم از امشب  همسر آمریکایی رو میخونم. البته اگر نور کمسوی اتاق اجازه بده. از وقتی عسل خانم هم اتاقی ما شده اند با نوری کمتر از نور شمع کتاب و مجله میخوانم در وقت خواب  و برای همین زود خسته میشم.

 

خیلی دوست دارم این تنگ ماهی رو بخرم. از چند سال پیش مدتها بود میخواستم بخرمش که به علت قیمتش نخریدم. ولی امشب دم غروب که هوا داشت تاریک می شد پشت پنجره خونه همسایمون دیدمش  و دوباره حس خریدش در من زنده شد. شاید برای کریسمس .

 راستی امشب مشهد باید خیلی قشنگ باشه. غرق در نور و هوای سرد پاییزی !!!!

 

   + Passenger - ٩:٢٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸