امروز سالگرد عقدمون هست. نه سال گذشت . نه سال از با هم بودن @ نه سالی که مملو از لحظه های خوب و بد بود. پر از خنده و گاهی گریه گاهگاهی قهر و آشتی   .  روزهای سختی که با هم گذراندیم  و در انتظار روزهای بهتر شدیم. نه سال پیش یک دختر ٢٢ ساله بودم و حالا یک مامان ٣١ ساله.  مامان یک فرشته یک ساله.  فکر می کنم چه تغییری توی این نه سال کرده ام و نه سال دیگه کجا خواهم بود. خلاصه Happy Anniversary و با بهترین آرزوها برای روزها و سالهای پیش رو.

فردا هم هفتمین سالگرد ورود من به این سرزمین بارانی است  باورم نمیشه چه زود گذشت . انگار هنوز دیروز بود. بر خلاف اون دلتنگیهای اوایل هنوز هم اگرچه حس غربت رو دارم ولی حس تعلق بیشتری هم به اینجا دارم. فکر می کنم اینجا خانه ام هست و اون حس تعلق به ایران رو ندارم  اگرچه هنوز هم گاه و بیگاه دلم هوای وطن رو می کنه ولی حقیقت این است که حس تعلق رو ندارم شاید دارم هویتم رو از دست می دهم !!  ولی بدون حس تعلق هم باز هم همه معیارهای ما ایران هست و همه چی رو در مقایسه با ایران بیان می کنیم. حس عجیبی هست این حس وطن دوستی ...

 

 

   + Passenger - ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ شهریور ۱۳۸۸