After all it is those who have a deep and real inner life who are best able to deal with the irritating details of outer life.
Evelyn Underhill

این روزها مدام در حرکت و کار هستم . این روزها زندگی من طوری است که وقت مفیدم برای انجام دادن کارهای درسیم به تکه های یک ساعت @ یک ساعت تقسیم شده است @ وضعیتی که برای خلاقیت یا تفکر مناسب نیست. و این طور کار کردن به نظر می رسد که  یا شوخی بزرگی باشد و یا درسی بزرگ برای من که باید آن را از راحت سخت و یا آسانش یاد بگیرم.  این روزها یاد گرفته ام چگونه از تک تک لحظه ها استفاده کنم @ اگرچه روند ÷یشرفت کارهایم بسیار کند است  دارم  یاد میگیرم که چگونه هماهنگی رو به زندگی برگردانم ولی کار سختی است. در طول روز شاید فقط یک ساعت فرصت شود و بعضی وقتها اینقدر احساس خستگی می کنم که هیچ حس نوشتن و خواندن باقی نمی ماند و غالبا شبها تا نیمه های شب کار میکنم. جایی جمله ای از ان مورلیندبرگ خوانده بودم که گفته بود کارها و مشغولیت های معمولی زنان در کل بر خلاف و مغایر با زندگی خلاق یا زندگی متفکرانه یا زندگی روحانی است.

ولی هیچ کدام از اینها دلیلی نیست تا من از این روزهای زیبا لذت نبرم و فرموش نکنم که خیلی از چیزهایی که انسان نگران آنهاست هیچ اهمیتی ندارند و اینکه لحظه ای شکر گذاری از خدا رو بخاطر عطای تندرستی و عشق و محبت و دوستی و لحظات آسایش و رضایت.از همه مهمتر اینکه همه این خستگی ها با دیدن لبخند دخترک نازنین  از بین میبرود و چه حس رضایتی از تلاش روزانه ات ایجاد میکند که با هیچ چیز قابل معاوضه نیست.  

 

   + MT - ۸:٥٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧