Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers متن هایی برای هیچ

 

متن هایی برای هیچ
 

١٠ روز دیگه باران ٣ ماهش می شود و در جایی خواندم دوره طلایی بچه داری بین ٣ماهگی و ۵ ماهگی است @ وقتی سختی دو سه ماه اول و دوران نوزادی  که سخت ترین دوران هست گذشته و کودک هنوز شیطنت دوران ۶-٧ماهگی رو که باید تمام مدت چشمت به دنبالش باشه @ نیست.

هر روز این کوچولوی عزیزم یک حرکت و کار جدید یاد می گیرد و هر بیشتر از روز قبل می خنده و دوست داره تمام مدت کنارش باشی و در خنده هاش شریک. اینقدر به محیط اطرافش توجه نشون می ده و حساس که باور نمی کنی . عاشق حمام کردنه و در تمام مدت حتی یکبار هم صداش در نمیاد و تنها وقتی تو حوله میزاریمش شروع به غر زدن می کنه . این روزها بهتر می خوابه و فکر می کنم بیشتر به خاطر شیرش هست که دکتر توصیه کرده بیشتر شیر خشک بدیم که البته بصورت شیر مایع آماده هست. با این همه کره و خامه ای که میخورم که شیرم چرب باشه و هست ولی انگار فقط آب میخوره و هر نیم ساعت گرسنه اش بود ولی حالا تقریبا ۴ ساعت میخوابه . ولی همچنان من شیر اکسپرس می کنم تا حداقل ۶ ماه بگم شیر خودمو بهش دادم. 

هر روزخدا رو هزاران بار شکر می کنم برای همه نعمتها و لطفی که نسبت به ما داشته و از همه مهمتر این کودک سالم و زیبا .

از خودم بنویسم که اینقدر این چند وقت موهام  می ریزه که قابل باور نیست و احتمالا به زودی همزمان با باران کچل می شوم .  فکر می کنم خیلی به نسبت قبل ضعیف تر شده ام. امروز که رفته بودم دانشگاه در راه برگشت کلاهمو سرم نکرده بودم و وقتی رسیدم خونه  سردرد گرفته بودم  . این روزها ولی با این کمبود خواب در کل کمتر خسته میشم @ گویی خداوند یک توان اضافه ایی به مادرها عطا می کنه .  اینقدر کار دارم که نمی دونم چطوری قراره همشو انجام بدم @ و این استاد عزیز هم که هر روز یک چیزی ازم میخواد انجام بدم. انگار نه انگار که من باید مرخصی زایمان باشم

اصلا از این طرز نوشتنم خوشم نمیاد .....

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧ - Passenger