۱- مثل اینکه بهار  با یک ماه تاخیر تازه یادش اومده به این سرزمین بیاد !! هوا مثل روزهای بهاری عید تو شمال شده ٬ صبح که از خواب پا میشی دیدن آسمان ابری و پنجره های باران خورده با نسیم و بوی چمنها کلی انرژی بهت میده ٬ وسطهای روز آسمان صاف و آفتابی با نسیم ملایم و درختان پر از شکوفه های رنگارنگ ٬ خیلی باید اراده داشته باشی و از این هوا بگذری و برای قدم زدن بیرون نری ٬ مگه اینکه مثل اتاق من تو بیمارستان هیچ پنجره ای به بیرون نداشته باشی که فکر بیرون رفتن به ذهنت نرسه !

۲- چند روزه حالم یک کم بهتره شده ٬ شبها بیشتر میتونم بیدار بمونم و کمتر خسته میشم ٬ البته نسبت به ۱-۲ ماه قبل ٬ نه نسبت به ۴-۵ ماه پیش ! مثل اینکه به قول مجله ای که دیشب میخوندم ٬ دوره ماه عسل کم کم داره فرا می رسه !!‌
 
۳- Today, we had a patient. She was a lovely nearly old lady. She came for Hassan's study, but then I need to do some tests as well. Thn , in the middle of Hassan ' examination, she mentioned something about Hassan's shirt. I was there and I said his shirt has alovely color, isn't it? and then I said , it's because I bought it for him. I think she was wondered for a moment, and then she asked Hassan :" Is your wife happy that you work with this young lady ??" Hassan said , no, this lady is my wife , and the patient said : Oh, my God, I thought you have an affair!!!! So funny !

۴- دیدید ٬ بعضی از ما ایرانیها چقدر دوست داریم مخفی کاری کنیم و به هم دیگه هیچ اطلاعاتی ندیم . حالا اینکه یک نفر دوست داره بقیه از کاراش اطلاعی نداشته باشند ٬ برای من مهم نیست ٬ هر کسی کاراش به خودش مربوطه و من هم هیچوقت اهل سوال کردن از زندگی خصوصی هیچ کس ٬ حتی دوستای صمیمیم نبودم !!  ولی منظور من ٬ کسانیه که وقتی ازشون هر سوالی میکنی ٬ اونم نه سوالات خصوصی  ٬ مثلا آدرس یک جایی رو می پرسی  ٬ میگند : نمیدونم ٬  یا مثلا میگند من اطلاعی ندارم ٬ از شوهرم باید بپرسم ٬ یا میگند الان یادم نمیاد ٬   اینقدر لجم میگیره ...

 ۵-  تو را نادیدن ما غم نباشد ٬  ولیکن چون تو در عالم نباشد ....
همینطوری نوشتم ٬  چون این آلبوم بوی بهشت رو خیلی دوست دارم.

 

 

 

   + Passenger - ۱:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧