۱- چقدر اینجا سرد است. هیتر رو از صبح روشن کردم و کنار میزم گذاشتم٬ اون زاکت اضافه رو هم تنم کردم ٬ هنوزم دارم می لرزم.

۲-  اصلا حوصله درس خوندن ندارم ٬ تازه مقاله قبلی چاپ شده ٬ باید یکی دیگه بنویسم ٬ تازه نوشتن این مقالات مروری کلی سخت تر و وقت گیر تر است. حوصله نوشتن ندارم ...

۳- داشتم عکسهای۱-۲ سال قبل رو تو فلیکر نگاه می کردم ٬ فکر میکردم چقدر خنده تو صورتهامون بیشتر بوده ٬ آیا اون زمان شادتر بودیم ؟ یا حالا که تازه داریم به حد ثبات میرسیم ؟ شاید این روزها خسته ایم  و شاید هم این استرسهای کاری است ! 

۴-

 

 

   + Passenger - ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧