این شبها ٬ مدام خوابهای عجیب و غریب می بینم. هر شب یک گروه از دوستان قدیمی و آشنا و ناآشنا  و استادان همه دوران تحصیلم را !! چند شب پیش خواب همکاران قدیمیو در مشهد می دیدم و اینکه برگشته ام ٬ همه از دیدنم خوشحال شده بودند ٬ ولی کاری برایم نبود و از صبح توی اتاق بیکار نشسته بودم ٬ اون اتاق طبقه پایین کلینیک که همیشه تاریک بود٬ ولی دیشب در رویایم اتاقی نورانی بود!!  بعد خواب دوستان قدیمی برادفورد را دیدم. باید یکی از این روزها زنگ بزنم و احوالی بپرسم. شبی دیگر خواب استادم را می دیدم و دیشب خواب استاد دیگرم را .خوابهای جالبی ٬  گویی همه رویاهای من این روزها به کار ختم می شود.

این هم یک قطعه موسیقی زیبا از برنامه گلهای رنگارنگ ٬ (نقاشیهای زمینه ویدئو هم از آثار زیبای ایران درودی است. )

 

   + Passenger - ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸٦