ای عاشقان ٬ ای عاشقان ٬پیمانه را گم کرده ام ...

۱:این روزها نه حوصله نوشتن دارم ٬ نه فرصت نوشتن و نه فکر کردن ...

۲: من نمی فهمم چرا بعضی از ما ایرانیها اینقدر دوست داریم از کارهای بقیه سر دربیاریم ٬ بجاش از خودمون هیچی بروز ندهیم و ابراز دوستی هم بکنیم. برای من مهم نیست که بقیه چکار کردند یا نکردند٬ غالبا اصلا سوال هم نمیکنم ٬ ولی وقتی می بینم بعضی افراد وقت می خواهند ازت سوال کنند و اطلاعات کسب کنند و در مقابل هیچی از خودشون بروز ندهند حرصم میگیره ٬ یعنی در واقع حرصم هم نمی گیره ٬ دیگه  اون فرد را یک دوست حساب نمیکنم. فکر کنم تنها راه حل هم ٬رفتار متقابل است !!!٬ اگرچه در انتها می بینی تعداد دوستان واقعیت از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر است. ولی مهم نیست .

۳: هوای اینجا بطور عجیبی سرد شده !! اینهم یک قطعه پاییزی مورد علاقه من :برگ خزان  

۴: "یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت ساقی وساغر ،می ومیخانه بوی گل گرفت ..." .امشب به مدد سایت ملکوت ٬ همینطور که کار میکردم داشتم به چند تصنیف زیبا با صدای ایرج بسطامی گوش میکردم ٬ چه زیبا و روحانی٬ روحش شاد !!  ( عنوان این پست از یکی از تصنیف های اوست. )

۵: سرگرمی جدید من این بازی جغرافیای facebook است. خیلی جالبه ٬ ولی نمیدونم چرا امتیاز من بالا نمیره !!

۶: دیشب ‌‌BBC4 یک برنامه جالب درباره زندگی ابن بابوبه داشت و سفرهایی که کرده ٬ با این اعتقاد که علم را باید جست حتی اگر در چین باشد !

۷: "درباور من اصل مهم پذیرش اشتباه است که تعریف دیگر زندگی است ٬ پذیرش دلتنگی هاست که تعریف دیگر عشق است. اگرچه آنچه مهم است به چشم دیده نمیشود و آنچه گفتنی است در قلب می ماند تا در سکوت ابراز شود."     دیشب خوابم نمی برد ٬ رفتم از کتابخانه محقرمون ٬ کتاب در فاصله دونقطه رو برداشتم تا دوباره  بعد از چندین سال بخونم. اینقدر داستان زندگی زیبایی است که اصلا یادم نمیاد قبلا این کتاب را خوانده ام.

۸ : این فال امروزم جالب بود:

"It may feel as if you have been sailing along effortlessly, and now someone has thrown the anchor overboard. Your boat is coming to a halt and you are anxious for the wind to pick up again. Don't forget that first you must stop what you are doing and haul up the anchor. In short, take care of the mistakes that have been made. Then you may continue with your journey. "

۹:این سایت که سن واقعی رو از روی فاکتورهای مختلف از سن بایولوزیکی متمایز میکنه ٬ سن واقعی منو حدود ۱۱ سال تخمین زده ٬ اونهم با این درجه استرس و خستگی ذهنی الانم (خودم که تصور میکنم حدود ۶۰-۷۰ سال سن دارم !!!) خیلی عالیه : نه ؟؟   کاشکی واقعیت داشت !! البته واقعیت اینه که دوست ندارم دوباره ۱۱ ساله و یا حتی ۲۰ ساله بشم  و دوباره این همه راهی که تا حالا اومدم رو دوباره شروع کنم. تازه این همه درس خوندن میخواد تموم بشه !!‌

۱۰: امروز آمدم یکی از کمدها رو مرتب کنم ٬ بیش از ۱۵ تا از کیفهای کنفرانسهای مختلف رو پیدا کردم ٬  تا حالا چند تا از این کیفها رو به اطرافیان و دوستانم داده ام و یا خودم استفاده کردم ولی با اینهای مونده نمیدونم باید چکار کنم . از یک طرف کلی فضا گرفتند ٬ از طرف دیگه  ٬بعضی هاش اینقدر خوبند که حیفم میاد به کسی بدم و...( باید برم از استادم بپرسم که کیف هاشو چکار می کنه ٬ چون تقریبا هفته ای یک کنفرانس میره !!) ٬ بهرحال داخل یکی از این کیفهای قدیمی ٬ کلی نوشته جالب و زیبا پیدا کردم که فکر کنم ازکاغذها و نوشته ها و عکسهایی بوده که به بورد اتاق خوابگاهم زده بودم٬ کم کم همه اون نوشته ها رو اینجابه یادگار مینویسم . یکیشون این بود:

"خداوندا یاری ام ده تا بیاموزم که برای امروز زندگی کنم. دریابم که باید بپذیرم هر آنچه را که در کف اختیار نمی توانم و همه چیز را این همه جدی نگیرم.

 

خداوندا یاری ام ده تا جسارت و امید را فرو نگذارم و تردید را نگذارم که مرا دلسرد کند از انجام آنچه در دل دارم.

 

خداوندا یاری  ام ده تادریابم وسعت زندگی فرا روی من است اما چنان عظیم که یک لحظه اشتباه نباید کرد

 

خداوندا یاری  ام ده تلاش کنم برای رسیدن به هدفهایم به جانب رویاهایم دست برآرم با توان و با تصمیم و با ایمان و سرانجام یاری  ام ده بدانم زندگی با من سازگار است اگر من بکوشم با آن سازگار باشم. ـ لین پاسونز "

۱۱: هر چی بیشتر نوشته ها و یادداشتهای گذشته ام را میخونم ٬ بیشتر حس میکنم که قبلا عمیق تر فکر میکردم .  از من قبلیم بیشتر خوشم میاد . آیا ظاهر گرا شده ام ؟؟ یا خستگی و استرس مانع است؟؟؟ باید فکری به حال خودم بکنم.

:Answers are not always rational, and they certainly will not always be as obvious as you might like. Sometimes you just have to go deeper. Engage in a conversation with your heart and ask for guidance from a higher power to guide you where you need to go.

۱۲:فردا این فصل خسته کننده تزم رو باید تموم کنم .....

 

   + Passenger - ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ مهر ۱۳۸٦