غوغا نکن ای دل...

۱: غوغا نکن ای دل . بلوا نکن ای دل
خسته تر از خسته ام . شیشه بشکسته ام....

سالها قبل ٬ وقتی هنوز خیلی جوون تر بودم ٬ مامانم منو یک کلاس رقص ثبت نام کرده بود ٬ به این امید که شاید یک هنری یاد بگیرم !!!! حالا فکر کنید اولین جلسه درس این آهنگ باشد و برای کسی که هیچ تمرین و تجربه ای نداشته٬  چقدر سخته !!.  امروز که این آهنگ رو بعد از مدتها شنیدم ٬ به یاد کلاس رقصم افتادم ٬ حالا اینجا بزارمش ٬ بعدا تمرین کنم . از اون کلاس که هیچی یاد نگرفتم ٬ یعنی بعد از دو جلسه ٬ دیگه نرفتم ٬ یعنی از کلاس فرار می کردم و فکر کنم خانم مربی هم خوشحال شده بود که یک شاگرد بی استعداد از کلاسش کم شده ٬  مامان هم تا مدتها فکر میکرد من کلاسها رو منظم میرم و همه بیست جلسه رو رفتم.....

۲: این غزل زیبای حافظ ٬ فال امروز من بود . باید به فال نیک بگیرمش بعد از این چند هفته سخت و پر دردسر :

ساقیا برخیز و در ده جام را    خاک برسر کن غم ایام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب    عاقبت روزی بیابی کام را

۳: این برنامه رو من خیلی دوست دارم. کلی اصول مهمانداری و خانه داری و آشپزی یاد میگیری. امروز مامانم میگفت یک برنامه خیلی جالب تو شبکه Fox دیده ٬ و وقتی داستانشو تعریف کردند ٬ دیدم شبیه همین برنامه مورد علاقه ما هست ٬Come Dine With me!! به فارسی چطوری ترجمه میشه ؟؟ شام مهمان من باش !!!

 

   + Passenger - ۸:٢٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٦