جوهر است انسان و چرخ او را عرض
جمله فرع و سایه‏اند و تو غرض
اى غلامت عقل و تدبیرات و هوش
چون چنینى خویش را ارزان فروش
خدمتت بر جمله هستى مفترض‏
جوهرى چون عجز دارد با عرض
بحر علمى در نمى‏پنهان شده
در سه گز تن عالمى پنهان شده
.........
مولوی - دفتر پنجم مثنوی

   + Passenger - ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٦