تو پای به راه در نه و هیچ مپرس.....

این تعطیلات طولانی ۳ روز آخر هفته هم داره ٬تموم میشه ٬ بدون اینکه حتی یکبار  سخنرانی روز جمعه ام رو مرور کنم . البته نه اینکه وقت نکنم ٬ حس درس خوندن و جلوی صفحه کامپیوتر نشستن نبود  ٬  علت اصلی حس روز مرگی و  دلتنگی غریبی است که خودم هم دلیلی برای آن ندارم  و شاید هم همه اینها بهانه است  و تنها باید به خدا توکل کرد و نگران بعد نبود و  بقول عطار "تو پای به راه در نه و هیچ مپرس ٬خود راه بگویدت که چون باید رفت ..." !!!.این چند روز هوا اینقدر سرد و بارانی و ابری شده که انگار نه انگار که خرداد اینجاست !! 

روزها و هفته های پر کار و شلوغی در پیش است و من باید این سستی و رخوت رو کنار بزارم ٬ و تا وقتی کارهای عقب مانده ام رو انجام ندم نخواهم نوشت .

اینم یک آهنگ زیبا  و خاطره انگیز.....

تا بعد....

 

 

   + Passenger - ۸:۳٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ خرداد ۱۳۸٦