به راه این امیـــــــد پیـــــــچ در پیـــچ٬ مـــــــرا لطف تو می باید دگـر هیچ

۱: از صبح که این مقاله اکونومیست رو  در مورد گرانترین شهرهای جهان رو  میخوندم ٬  دارم فکرمیکنم که معیار این طبقه بندی چیه ؟ چون اگرچه به عنوان مثال لندن و در کل انگلیس جزو گرانترین شهرها و کشورهای جهان است ٬ با توجه به متوسط درآمد افراد جامعه اونقدر هم گران نیست  و حتی از ایران ارزانتر است .  

۲: سالهای اوایل دبیرستان که بودم ٬  تلویزیون یک مسابقه ای برای دانش آموزان سال آخر و آمادگی کنکور داشت که از شرکت کنندگان که غالبا از دانش آموزان ممتاز بودند در زمینه های مختلف درسی سوال میشد .من این برنامه رو خیلی دوست داشتم و  کلی هم در طول برنامه جزوه مینوشتم  . برنامه همیشه با این بیت شروع میشد:

الهی سینــــــه ای ده آتش افـــــروز    در آن سینه دلی و آن دل همه سوز

و بعد هم با این رباعی خیام برنامه به اتمام میرسید:

اسرار ازل را نه تو داني و نه من   وين حرف معما نه تو خواني و نه من
هست از پس پرده گفت‌وگوي من و تو   چون پرده بر افتد نه تو ماني و نه من

حالا ابیات این شعر زیبا از صبح هی میاد و تو ذهنم میچرخه و هی با خودم میگم : به راه این امیـــــــد پیـــــــچ در پیـــچ ٬  مـــــــرا لطف تو می باید دگـر هیچ......

۳: امروز دنبال یک مقاله میگشتم ٬ پیداش نمیکردم ( چون مثلا خیلی منظم هستم و نه اسم مقاله و نه نویسنده اش یادم میومد ٬ فقط میدونستم به کار من ربط داره !!!)٬ مجبور شدم تمام افیسم رو مرتب کنم  ٬ در این خانه تکانی در لابلای ورقه ها چند بیت شعر زیبا پیدا کردم ٬  حالا چون میخوام اون ورقه ها رو بیرون بریزم اینجا بنویسمشون :

دولت آن است که بی خون دل آید به کنار  ورنه با سعی و عمل ٬ باغ جنان این همه نیست

بعد هم این شعر زیبا که بی مربوط هم نیست  ٬ در لابلای نوشته هایی از کنفرانسی یک سال پیش که روزی باید بخونمشون ٬ چقدر زمان سریع میگذره ٬ یک سال گذشت و دوباره هفته آینده میرم به  همون کنفرانس٬ در حالیکه  هنوز نوشته های سال پیش رو نخوندم :

"سفر یعنی هميشه رفتن و هرگز نماندن ٬ هزاران ساحل ناديده ديدن ٬ به پرسشهاى بى پاسخ رسيدن...."

   + Passenger - ٥:۱٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۸٥