میکشد دلم پر به سوی تو ....

دل سپرده ام من به روی تو
در دل من است آرزوی تو
دل سپرده ام من به روی تو
در دل من است آرزوی تو
دل سپرده ام من به روی تو
در دل من است آرزوی تو

دل سپرده ام من به روی تو
دل سپرده ام من به روی تو
در دل من است آرزوی تو
وقت آینه باشدم اگر مینشاندم رو به روی تو
جان جان جان از همه جهان
میکشد دلم پر به سوی تو

دل به دل ز تو تا تو آمدم
قبله گاه من خاک کوی تو
دل به دل ز تو تا تو آمدم
قبله گاه من خاک کوی تو
منکه عاشقم مست و سرخوشم
جرعه میکشم من صبوی تو
گنج آرزو در دل منی
گنج آرزو در دل منی
در دلم کنم جست و جوی تو
در دلم کنم جست و جوی تو
جان جان جان از همه جهان
میکشد دلم پر به سوی تو

   + Passenger - ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳

عاشق شدم ....

عاشق شدم من در زندگانی
ترانه سرا : مهدی سهیلی
آهنگ ساز : انوشیروان روحانی


عاشق شدم من در زندگانی 
بر جان زد آتش عشق نهانی
جانم از این عشق بر لب رسیده
اشک نیازم بر رخ چکیده
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

زین عشق سوزان بی عقل و هوشم
می سوزم از عشق اما خموشم
ای گرمی جان هر جا که بودی بی ما نبودی
هر جا که رفتی من با تو بودم تنها نبودی
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

زین عشق سوزان بی عقل و هوشم
می سوزم از عشق اما خموشم
ای گرمی جان هر جا که بودی بی ما نبودی
هر جا که رفتی من با تو بودم تنها نبودی
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

عاشق شدم من در زندگانی 
بر جان زد آتش عشق نهانی
جانم از این عشق بر لب رسیده
اشک نیازم بر رخ چکیده
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی
ما را به سویی ما را به سویی

   + MT - ٢:٥٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳

روایت انسان

آدم به زمین آمد این حادثه رویا نیست
این فرصت بی تکرار عشق است معما نیست

تا خواب حقیقت را صدگونه روایت کرد
هر قول سکوتش را تعبیر نهایت کرد

ما ساده ترین تفسیر از پیچ وخم عشقیم
با لذت حیرانی همراه غم عشقیم

آنان که در آیینه از هیچ نترسیدند
نادیده ترین ها را در آیینه ها دیدند

می شد سفر دنیا آسانتر از این باشد
آدم به هوس خو کرد تا خسته ترین باشد

در آتش پروانه پرواز نمی میرد
با بستن لب هرگز آواز نمی میرد

تاوان یقین را دوست بی مرگ نمی گیرد
مشتاق فنا اما با مرگ نمی میرد

خواننده : علیرضا قربانی
آهنگساز: فردین خلعتبری
شعر : افشین یداللهی

   + Passenger - ٦:٥٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۳

 

آدم در نهایت عادت می کند به "همیشه عابر بودن". سعی می کند که خیلی زیاد دل نبندد به ،چه می دانم ، اسبابُ بساط زندگی، کتاب ها و این قضایا. آنچه سخت است این وسط دل کندن از آدم هاست. دل بستن __ به قول آقایی __ آسان است و همگی نیاموخته بلدیم دل بستن را ،ولی کسی دل کندن را به ما یاد نداده ...

درخت ارغوان(نامه هایی از پراگ) __ پرویز دوائی "

×××

رنجشی نیست آدم‌ها همینند
خوبند ولی‌ فراموش کار
می‌آیند...می‌ مانند...می روند
مثل مسافران کاروان سرا
مثل ازدحام بی‌ انتهایِ یک خیابان
...
کسی‌ برایِ بودن
نیامده ... نمی‌‌آید

" نیکی فیروزکوهی "

×××

گاهی سرنوشت چنان خشن ضربه می زند که یک ذره خیال بافی برای نرم کردن آن کفایت می کند. جایی که زندگی خلاصه می شود در کارهای پوچ تکراری در دوازده ساعت کار بی وقفه بین همکارهای آدم آهنی...
شادی در همه چیز پنهان است باید موفق شویم بیرون اش بکشیم....

" ده فرزند هرگز نداشته ی خانم مینگ __ اریک امانوئل اشمیت

×××

احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا...
اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آنها کن. به دوستان و همه‌ء آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. 

" گابریل گارسیا مارکز "

 

   + Passenger - ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳

 

چیزهایی هست که نباید گفت، مگر برای دوستان، چیزهایی هست که نباید گفت حتی برای دوستان و بالاخره چیزهایی هست که نباید گفت ، حتی برای خویش...

" رویای آدم مضحک __ فیودور داستایفسکی

   + Passenger - ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳

 

بالاخره همه یک روزی می میرند و صد سال که بگذرد ، دیگر هیچکس دربارهء این که دیگران که بودند و چطور مردند سوال نمیکند. پس بهتر است همانطور که دلت میخواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری...

" گریه آرام __ کنزابورو اوئه "

   + Passenger - ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳

A note to myself

 شجاعت به پیش بروید، 
حتی هنگامی که دچار شک و تردید می شوید، 
هنگامی که خسته می شوید ، 
هنگامی که نا امید می شوید، 
شک ها، تردیدها، دودلی ها، خستگی ها، همه گذرا هستند، آنچه باقی می ماند ، مسیری است که پیموده اید،

سعی کنید همواره با شجاعت به پیش بروید ....

 

   + Passenger - ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳