لب دریا همه کفر است و دریا جمله دینداران

ولیکن گوهر دریا ورای کفر و دین باشد ...

 

   + Passenger - ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱

.صخقیحقثسس.زخئتشویش هزار «آیا»، وسواس هزار «اما&#

 
  • یک شعر زیبا:
 
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی، نه میل سخن داریم

آوار پریشانی‌ست، رو سوی چه بگریزیم؟
هنگامه ی حیرانی‌ست، خود را به که بسپاریم؟...

تشویش هزار «آیا»، وسواس هزار «اما»
کوریم و نمی‌بینیم، ورنه همه بیماریم

دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌ست
امروز که صف در صف خشکیده و بی‌باریم

دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی‌بریم، ابریم و نمی‌باریم

ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند که بیدارید؟ گفتیم که بیداریم

من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم

حسین منزوی
 
  • یک متن زیبا:

"نقاش، چوب بر و گیاه شناس هر کدام جنگل را به شکلی تجربه می کنند. هر کدام برای خود برداشتی متفاوت دارند. اگر مترصد مسائل و مشکلات باشید، مسائل و مشکلات را می یابید.

یک ضرب المثل عربی می گوید: "برداشت شما از یک قرص نان بستگی به شدت گرسنگی شما دارد". باورهای تنگ نظرانه و علایق و ادراک فقیرانه و محدود، از غنای دنیا می کاهد و آن را به مکانی سرد و ملال انگیز تبدیل می کند. اما همین جهان می تواند باشکوه و هیجان انگیز باشد.

تفاوت در جهان نیست در ماست که با چه عینکی به آن نگاه می کنیم و بستگی به این دارد که چه برداشتی از دنیا داریم.

" کتاب کاربرد NLP در خانواده درمانی - دکتر عصمت دانش "

  •  یک موسیقی زیبا:

همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم
از اینکه عاشق توام حس غرور می کنم
دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم
با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم
با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم...

  • یک عکس رویایی و زیبا:

 

   + Passenger - ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱

Angel's Wings

I am so inspired with a story I read on a magazine which was part of an advertisement for a famous German jewellery brand, Wellendorff.  The story and letter was from Heidi Thomas, from the English county of Devon. Many years ago, while taking a walk along a beach in Denmark she found in the sand an amulet adorned with a hand-painted angel. As no one laid claim to the find, Heidi Thomas kept the piece, which soon became her beloved companion and talisman. Years later, she met an Englishman in Munich who commented on her amulet. It transpired that he had once given the very same item of jewelry to his deceased wife. A lucky twist of fate that the pair could not ignore: the next time they met, Heidi Thomas was surprised by a proposal of marriage. Her acceptance sealed the love of her life, which has now lasted for 29 years. A magical and enchanting story which shows that angels not only protect, but also do good and bring love to the world. Here is the full letter.

Such a nice and unique way for advertisement. I already felled in love with this brand and add to my wish list one of these rings.

 

   + Passenger - ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩۱

 

از عقاب آموختم که بلند پرواز باشم. از یوزپلنگ آموختم که روی هدف تمرکز کنم. می گویند که وقتی یوزپلنگ شکارش را انتخاب می کند، آن را به هوای یک شکار بهتر رها نمی کند.
از حشرات آموختم که پشتکار داشته باشم. حشرات از ساده ترین شکل جاندارانی هستند که تا توان دارند،‌ تلاش می کنند. زنبور عسل یکی از پرکارترین موجودات است.
از طبیعت آموختم که زندگی کنم.
 
این عکسها رو ببینید فوق العاده است.
 
 
 
 
 

   + Passenger - ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱

 

- "When you allow your emotions to run you, it’s like looking through a pinhole at pain. It’s all you can focus on. You can’t think emotionally and be powerful."

- Thrilled and pleased but at the same time a little bit scared with my new role as Associate Editor for a journal in my field...

-First day of new school year and my little is so excited. She dearly missed her school. Looking her new bag which is quite big, I am thinking how much home works we will have this year !  Happy KG2

 

 

   + Passenger - ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱

 

آری، آغاز دوست داشتن است

گر چه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 

از سیاهی چرا حذر کردن

شب پر از قطره های الماس است

آنچه از شب بجای می ماند

عطر سکر آور گل یاس است

فروغ فرخ زاد

   + Passenger - ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱

 

این آخرین هفته تابستان هست و یادمه از اولین سالی که اینجا بودم همیشه اتمام تابستان با آخرین ویکند بانک هالیدیش در ذهنم مونده. تابستانی که گذشت اینقدر شلوغ و پر تلاطم بود که بعبارتی پر کارترین تابستان زندگیم بود و هیچ حسی از تابستان و تعطیلات نداشت. فقط بعد از ظهرهای افتابیش در خاطرم مونده که با باران بیشتر روزهاش تو حیاط کوچک خونمون باربیکیو درست میکردیم و بعد روی فرشی کف حیاط دراز میکشیدیم و حرکت ابرها و گاهگاهی پرنده ها رو تو آسمان نگاه میکردیم و درباره جهت حرکت ابرها و مقصد هواپیماها با هم صحبت میکردیم.  

تو دو هفته گذشته هم اینقدر کار و استرس داشتم از سفر چند روزه به استرالیا تا دیدار نصف روزه ای از بیرمنگهام و همین لندن دو روزه و کلی خستگی از این سفرها  ولی خدا رو شکر همشون خوب بود.  چهارمین سال مادر شدنم هم گذشت و دخترکم وارد چهار سالگی شد.  

از سال دیگه تصمیم دارم حتما 4 هفته از تعطیلات تابستان رو تعطیل باشم  و برنامه ریزی مناسب تری داشته باشم..

   + Passenger - ٤:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱