To all my dear friends ..

Those we love don't go away,
They walk beside us every day,
Unseen, unheard, but always near,
Still loved, still missed and very dear.

   + Passenger - ۳:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۱

آرگو

این روزها  زیاد صحبت فیلم آرگو و جوایز متعددی است که در مراسم هنری مختلف برده است. ماه پیش همون روزی که نتایج امتحاناتم رو گرفته بودم و خیلی خوشحال بودم بعد از امتحان نمیدونم چطوری سر از کاونت گاردن در آوردم و تنهایی به سینما رفتم و این فیلم رو دیدم. با اینکه چندین ماه از اکرانش گذشته در آن ساعت بعد از ظهر باز هم 20-30 نفری در سالن سینما بودند.  خیلی فیلم جالبی بود و کلی از دیدنش لذت بردم ( شاید هم بخاطر خوشحالی بعد از چند ماه درس خواندن طولانی بود و شاید هم بخاطر ساندویچ مکدونالدی بود که به داخل سالن سینما برده بودم!!) و بعد هم که به شهرمان برگشتم آنقدر آقای همسر را ترغیب کردم که یک شب تنها راهی سینمایش کردم. 

شخصیتهای جالب فیلم از نظر من خود بن افلک که کارگردان فیلم هم هست بود و البته شخصیت مهربان سفیر کانادا ( مثل همه دوستان کانادایی  دیگری که میشناسم و همگی خیلی مهربان هستند).   نقدهای مختلفی در مورد این فیلم خواندم که خیلیها نوشته اند واقعیت ماجرای گروگانگیری تحریف شده است که دور از انتظار از یک فیلم آمریکایی نیست ولی از نظر ساخت و کارگردانی فیلم زیبایی است .

 این مقاله گاردین هم در این زمینه

   + Passenger - ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۱

 

 "we females doing this... 'cause we work so hard and make it look so easy." - Adele, Grammy 2013 

And that's really true ...

 

   + Passenger - ٧:٤٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۱

هیچ کجا عزیزتر از وطن نبود ..

درد من کابوس بی دردان بود، من کنارم بود و چه بیجان بود

شب تنهایی بادبادک ها، شب آغاز و، شب پایان بود

هیچ کجا عزیزتر از وطن نبود، هیچ اتاقی سایه گاه من نبود ...

اساسا از اواخر بهمن ماه که میشه هر سال بدون استثنا در این سالهای نسبتا طولانی که اینجا بودم دلم هوای ایران را میکند و همش توی ذهنم این شعر می اید:

"در روزهای آخر اسفند
کوچ بنفشه‌های مهاجر
زیباست
در نیم روز روشن اسفند
وقتی بنفشه‌ها را از سایه‌های سرد
در اطلس شمیم بهاران
با خاک و ریشه
میهن سیارشان
در جعبه‌های کوچک چوبی
در گوشه‌ی خیابان می‌آورند
جوی هزار زمزمه در من
می‌جوشد
ای‌کاش
ای‌کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه‌ها
در جعبه‌های خاک
یک روز می‌توانست
همراه خویش ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک."

خلاصه که کلی دلتنگ  هستم ...

 

   + Passenger - ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱

 

تا نیست نگردی، ره هستت ندهند
این مرتبه با همت پستت ندهند

چون شمع قرار سوختن گر ندهی
سر رشتهٔ روشنی به دستت ندهند

" شیخ بهایی"

   + Passenger - ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱

 

 
I just purchached the audio book of my favourite write that has been narrated with her voice. That's an amazing book and I should call it a good investment:
 
I also purchased a cookery book ( The Kitchen Diaries II ) from my favourite chef (Nigel Slater) and unpatiently waiting to recieve it in post.
 
Then I am waiting for 12th March to buy this book " Lean In" from my favorite speaker: Sheryl Sandberg.
 
And here is a lovely photo:

 

اینقدر اینجا ننوشتم که یادم رفته چطوری باید بنویسم ....

 

   + Passenger - ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱

 

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان؛
اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود
و به قدر نیاز تو فرود می‌آید،
و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،
و به قدر ایمان تو کارگشا می...‌شود،
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده، باریک می‌شود،
و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود...

پــدر می‌شود یتیمان را و مادر.
برادر می‌شود محتاجان برادری را.
همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.
طفل می‌شود عقیمان را.
امید می‌شود ناامیدان را.
راه می‌شود گم‌گشتگان را.
نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.
شمشیر می‌شود رزمندگان را.
عصا می‌شود پیران را.
عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را...

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را.
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.

بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهایتان را از هر اندیشه ی خلاف،
و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک،
و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...

و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند،
چگونه بر سفره‌ی شما، با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد،
و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند
و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند...

مگر از زندگی چه می‌خواهید،
که در خدایی خدا یافت نمی‌شود؟ که به شیطان پناه می‌برید!
که در عشق یافت نمی‌شود، که به نفرت پناه می‌برید؟
که در سلامت یافت نمی‌شود که به خلاف پناه می‌برید؟

قلب‌هایتان را از حقارت کینه تهی کنید
و با عظمت عشق پر کنید.

زیرا که عشق چون عقاب است.
بالا می‌پرد و دور...
بی اعتنا به حقیران ِ در روح.

کینه چون لاشخور و کرکس است.
کوتاه می‌پرد و سنگین.
جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد.

بـرای عاشق، «ناب ترین»، شور است و زندگی و نشاط.
برای لاشخور، «خوبترین»، جسدی ست متلاشی ...

ملاصدرا

   + Passenger - ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱