از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا کردی؟
فرمود چهار اصل
دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم...
دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم......
دانستم که کار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش کردم
دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم

   + Passenger - ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠

 

یادداشتی از نلسون ماندلا :

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد.


من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.


من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.


من باور دارم ...
که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.


من باور دارم ...
که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.


من باور دارم ...
که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.


من باور دارم ...
که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم.


من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.


من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.


من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.


من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.


من باور دارم ...
که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.


من باور دارم ...
که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم.


من باور دارم ...
که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.


من باور دارم ...
که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.


من باور دارم ...
که نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.


من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.


من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.


من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.


من باور دارم ...
که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.


من باور دارم ...
«شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را داردنیست
بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند.»



و من باور دارم ...

 

---------

از کسانیکه از من متنفرند ممنونم،آنها من را قویتر می کنند.
از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم،آنان مرا بزرگتر می کنند.
از کسانیکه مرا ترک می کنند ممنونم،آنان به من یادآوری می کنند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست.
از کسانی که با من می مانند ممنونم،آنها مفهوم دوست داشتن واقعی را به من می آموزند.
"کوروش بزرگ"

-- ( ک÷ی شده از فیسبوک دوستان)

 

   + Passenger - ۱:٢۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٠

 

“I’ve never been able to contemplate failure. Success is everything.”

Recently I was reading with lots of interest a paper in S magazine from last April. It was interview with 3 high-flyers young academic women who were succeeded to reach the top of their career and to combine motherhood with careers as research scientists. I envy them hugely. One was a 36 old professor of neuroscience at UCL, the other one was 39 years old reader in Biology at Cambridge and the third one was 31 years old lecturer at Oxford University.  The main conclusion from the paper was “It’s not easy, though, and all of us with young children need large amounts of determination, resilience and persistence. “

One other interesting point that one of them reported that was her biggest problem to overcome was “the impostor syndrome” and I think I suffer the same problem in some degree and it’s very important to overcome it.  

I read some other interviews in this field and all the women emphasise that they have to be particularly strong and persevering as well as be prepared to work harder than their male colleagues, indeed, have to work harder in order to prove their competence. And it emerges that they have a great deal of courage and self-confidence, as well as a good sense of humour.

However I believe it’s the same in any profession but harder in academic especially these days with fierce competition for one of the very rare permanent posts in universities, as a lecturer or permanent research leader and the same high competition for men too! Just women need to hard worker to balance career with motherhood and of other expectations!!!

   + Passenger - ٥:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠

 

Such an inspiring woman was Eleanor Roosevelt. I love all her quotations esp. this one to make my day:

“You gain strength, courage, and confidence by every experience in which you really stop to look fear in the face… do the thing you think you cannot do. You are able to say to yourself, 'I lived through this horror. I can take the next thing that comes along.

   + Passenger - ۱:٠٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠

میم مثل مادر ..

 خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن ، که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است. روز مادر مبارک بخصوص مامان عزیز و مهربونم که دلم کلی براشون تنگ شده .

   + Passenger - ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠